wind flags-25m

دریفت باد در تفنگ های بادی

در این نوشتار که ترجمه ای است از مقاله ی Wind Drift For Airgun از مجله ی اینترنتی Hard air magazine ، آقای Bob Sterne به توضیح علت اهمیت باد در نزدیکی دهانه ی لوله سلاح و اینکه چرا مهم ترین بخش از دریفت باد برای سلاح های بادی (برخلاف باور عموم) ، باد نزدیک به دهانه لوله است، خواهد پرداخت .

همانطور که می دانیم، میزان جابجایی افقی ساچمه و اسلاگ ( بولت) ، بیشتر تحت تأثیر BC (ضریب بالستیک) می باشد و این میزان بسته به فاصله ی هدف و ضریب بالستیک، در سرعت های بین ۸۵۰-۹۵۰ fps (260-290mps )، در حداقل خود می باشد. اسلاگ ها به دلیل دارا بودن BC بالاتر نسبت به ساچمه های سرگنبدی ، انحراف ناشی از باد (دریفت باد) کمتری خواهند داشت. دیگر فاکتور تعیین کننده ی میزان دریفت باد، سرعت و جهت باد می باشد.

پیشنهاد مطالعه : بالستیک خارجی ساچمه های دیابلو 

 

باد مخالف ساعت ۱۲ باعث کاهش اندک سرعت ساچمه شده و ممکن است باعث اصابت اندکی پایین تر از محل نشانه گیری شده (POA) گردد. باد موافق ساعت ۶ موجب کاهش روند افت سرعت ساچمه شده و ممکن است باعث اصابت اندکی بالاتر از محل نشانه گیری (POA) گردد. اما در این مقاله تنها به بادهای جانبی و دریفت های افقی حاصل از این بادها خواهیم پرداخت.

توجه : برای یکپارچگی مطلب در تمام نمودارهای نمایش داده شده از باد کامل (ساعت ۳ یا ۹) با سرعت ۱۰mph ، فاصله تا هدف ۱۰۰ یارد،  ضریب بالستیک BC(GA) : 0.046 که در سرعت دهانه ی ۹۰۰fps و در فاصله ی ۱۰۰ یارد، دریفتی به اندازه ی ۱۰ اینچ می دهد، استفاده شده است. نمودارها توسط نرم افزار چیرگان رسم شده، ضریب بالستیک پایین تر موجب دریفت بیشتر و ضریب بالستیک بالاتر موجب دریفت کمتری خواهد شد.

دریفت باد در فواصل مختلف

احتمالاً بسیاری از شما با نمودارهای دریفت باد در برابر فاصله تا هدف، برای باد ناهمسو (Crosswind) با سرعت ثابت از دهانه ی سلاح تا هدف آشنایی کافی دارید. بسیاری از محاسبه گرهای بالستیک، تنها اطلاعات مربوط به این نوع بادها را پوشش می دهند و اطلاعات مربوط به دریفت را همانند نمودار زیر نمایش می دهند.

با نگاهی به این نمودار، متوجه خواهید شد که میزان دریفت باد، با حرکت ساچمه به سمت هدف (دور شدن از دهانه ی لوله) افزایش می یابد. مهم ترین نکته در این نمودار این است که میزان دریفت، با دو برابر شدن فاصله، به میزان چهار برابر افزایش می یابد (نمودار سهمی درجه دو).

زمانی که باد متوقف شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

به نظر بسیاری از تیراندازان، مهم ترین بخش باد، قسمتی است که در انتهای مسیر و نزدیک به هدف می وزد. دلیل آنها هم این است که ساچمه در انتهای مسیر آهسته تر حرکت کرده (سرعت پرتابه کمتر می شود) و بنابراین، باد تأثیر بیشتری بر روی آن دارد.

اما نکته ای که آنها در نظر نمی گیرند این است که، وقتی ساچمه توسط بادی در نزدیکی دهانه ی سلاح و در ابتدای مسیر، منحرف شود تا انتهای مسیر با زاویه ای نسبت به خط دید حرکت می کند و حتی اگر باد در انتهای مسیر هم متوقف شود، انحراف ساچمه با حرکت به سمت هدف ادامه خواهد داشت. همانند نمودار زیر :

همانطور که می بینید، وزش باد از ۲۵ یاردی به بعد متوقف شده، اما ساچمه همچنان با انحراف رخ داده در ۲۵ یارد اول به مسیر خود ادامه می دهد و میزان این انحراف نیز تا رسیدن به هدف افزایش خواهد داشت. در صورتیکه باد با سرعت ثابت تا ۵۰ یاردی داشته باشیم و از ۵۰ یارد به بعد، باد متوقف شده باشد نیز شرایط مشابهی خواهیم داشت.

در نمودار بالا، توجه کنید که محل اصابت ساچمه،۷٫۱  اینچ انحراف نسبت به هدف خواهد داشت. این در حالی است که اگر باد در تمام طول مسیر تا هدف وجود می داشت، ۱۰ اینچ انحراف محل اصابت ساچمه را می داشتیم.

 

 

برعکس شدن جهت باد در انتهای مسیر

حال چه اتفاقی رخ می دهد اگر جهت وزش باد از ۵۰ یاردی تا رسیدن به هدف، برعکس شود و به جای ساعت ۳ ، از ساعت ۹ بوزد؟ ممکن است فکر کنید که ساچمه در این حالت دقیقاً به محل نشانه گیری شده (POA) اصابت خواهد داشت (و یا حتی طبق نظر برخی انحراف به راست هدف، خواهد داشت).  در حالیکه اتفاق رخ داده، همانطور که می بینید چیز دیگری است :

این نمودار موجب تعجب بسیاری از تیراندازان خواهد شد. چرا که ممکن است فکر کنند که بادهای مخالف هم، یکدیگر را خنثی می کنند و یا حتی ساچمه به سمت راست محل نشانه گیری اصابت خواهد کرد. در حالیکه ساچمه همچنان به سمت چپ محل نشانه گیری و به اندازه ی نصف انحرافی که باد اگر در تمام طول مسیر وجود می داشت، اصابت خواهد کرد.

چه اتفاقی می افتد اگر از ۲۵ تا ۷۵ یارد، بادی وجود نداشته باشد ولی جهت وزش باد در ۲۵ یارد اول از ساعت ۳ و در ۲۵ یارد آخر از ساعت ۹ باشد؟ ممکن است فکر کنید که محل اصابت، انحراف به راست خواهد داشت، در صورتیکه اینگونه نیست!

همانطور که می بینید، همچنان باد نزدیک تر به دهانه سلاح ، بیشترین تاثیر را بر انحراف ساچمه دارد. ساچمه با انحرافی به اندازه ی ۳٫۵ اینچ به چپ اصابت خواهد داشت.

 

 

دریفت باد زمانیکه فقط نزدیک هدف باشد

حال چه اتفاقی می افتد اگر هیچ بادی به جز ۲۵ یارد انتهایی مسیر و نزدیک به هدف وجود نداشته باشد. ممکن است اینگونه بپندارید که این حالت بیشتر از حالتی که اگر باد تنها ۲۵ یارد ابتدایی مسیر وجود می داشت، موجب انحراف ساچمه شود. اما اینطور نیست!

همان باد ۱۰mph در طول همان ۲۵ یارد، منتهی در ۲۵ یارد انتهایی مسیر، تنها باعث  ۰٫۶ اینچ انحراف نقطه ی اصابت به سمت چپ خواهد شد. حال این نمودار را با نمودار دوم که باد در ۲۵ یارد ابتدایی مسیر وجود داشت، مقایسه کنید. 

در نمودار دوم، میزان انحراف ساچمه، ۴٫۲ اینچ بود که حدوداً چهار برابر انحراف باد در ۲۵ متر انتهایی می باشد. این موضوع به روشنی خط بطلانی بر فرضیه ی “مؤثرترین باد” ، باد نزدیک به هدف است، می باشد. به وضوح می توان دید که باد نزدیک تر به دهانه لوله ، بیشترین تأثیر را دارد. چرا که هرگونه انحراف در ابتدای مسیر، تا انتهای مسیر و رسیدن پرتابه (ساچمه یا اسلاگ) به هدف وجود خواهد داشت.

 

 

تأثیر سرعت دهانه بر میزان دریفت باد

همان طور که می دانید میزان انحراف باد نسبت مستقیم با زمان تأخیر ساچمه (Lag Time) دارد. در سرعت های محدوده ی ترانسونیک ( گذار به سرعت صوت) که حدوداً از سرعت های بالای ۹۰۰fps (275mps) شروع می شود، میزان مقاومت هوا (درگ Drag) افزایش چشمگیری دارد و روند کاهش سرعت مرمی یا ساچمه افزایش خواهد داشت. این امر موجب افزایش زمان تأخیر در این قسمت از مسیر پرواز خواهد شد. این ناحیه از مسیر که دقیقاً همان قسمتی از خط سیر ساچمه است که باد بیشرین تأثیر خود را دارد، همان نزدیکی ” دهانه ی سلاح ” می باشد.

به همین ترتیب، چنانچه سرعت دهانه ی سلاح در محدوده ی ترانسونیک و همچنین باد ناهمسویی (crosswind) در نزدیکی دهانه سلاح داشته باشید، احتمال خطا در شلیک افزایش می یابد. در سرعت های دهانه ی نزدیک به یک ماخ (سرعت صوت) که حدوداً ۱۱۰۰fps در نظر می گیریم، ساچمه بخش زیادی از سرعت خود را در همان ۱۰ یارد اول مسیر از دست خواهد داد. هرگونه باد ناهمسو در این قسمت تأثیر بیشتری بر خطا رفتن شلیک خواهد داشت. می توان اینگونه گفت که در این حالت، بیشترین اثر خود را بر انحراف ساچمه خواهد داشت.

 


ترجمه : دکتر امین کر 

ویرایش : صادق قرنجیکی 

دوربین بنچ رست

در مقاله ی دوربین تارگتینگ، مشخصات لازم برای دوربین های مسابقات تارگتینگ را بررسی کردیم. در این مقاله، مشخصات دوربین بنچ رست که به صورت ویژه از طرف سازندگان برای تیراندازی بنچ رست ساخته می شوند را بررسی می کنیم. همینطور معرفی دوربین های بنچ رست بر اساس یک لیست با ارایه ی مشخصات فنی دوربین ها را خواهیم داشت تا بتوانید در محدوده ی سطح فعالیت و بودجه، بهترین انتخاب را داشته باشید. با ما همراه باشید. 

انتخاب دوربین بنچ رست

انتخاب تجهیزات مناسب برای بنچ رست، بخصوص اگر برنامه شرکت در رقابت های ملی و بین المللی را داشته باشید، از اهمیت زیادی برخوردار است. تجهیزات با کیفیت و تخصصی، بودجه ی بالاتری نیز می طلبد و انتخاب درست برای سطح فعالیت مان، می تواند در مدیریت مجموعه ی هزینه ها کمک کند.

انتخاب صحیح ناشی از آگاهی و شناخت ما از تجهیز مورد نظر است. دوربین بنچ رست یکی از تجهیزات مهم تیراندازان رقابتی است. ما در تیراندازی بنچ رست با اهداف بسیار کوچکی در فواصل کوتاه تا بلند سر و کار داریم. در واقع برای گرفتن بهترین امتیازمان نیاز به دیدی شفاف و با وضوح بالا داریم. با دانستن ویژگیهای دوربین مناسب برای تیراندازی بنچ رست، انتخاب بهتری خواهیم داشت. 

دوربین بنچ رست چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟

در این مقاله، تمرکز ما بر روی دوربین هایی است که برای تیراندازی بنچ رست فواصل کوتاه مانند ۲۵ و ۵۰ متر بادی و ریم فایر ، سنتر فایر ۱۰۰ و ۲۰۰ یارد استفاده می شوند.  

میزان بزرگنمایی، وضوح و شفافیت لنزها، نداشتن خطای پارالکس، تارت هایی با حساسیت تنظیم بالا، شکل رتیکل و وزن کلی دوربین از جمله مواردی هستند که باید به آنها توجه نمایید. ( خصوصیات کلی که در مقاله ی دوربین تارگتینگ ذکر شد را نیز در نظر بگیرید)

بزرگنمایی دوربین بنچ رست 

چه مقدار بزرگنمایی برای بنچ رست مناسب است؟ دوربین با بزرگنمایی ثابت (Fixed Power) یا بزرگنمایی متغیر (Variable Power)، کدام یک بهتر است؟ برای انتخاب بین این دو باید به مواردی دیگر نیز توجه کنیم. اینکه در چه فاصله ای و در چه کلاس رقابتی تیراندازی می کنیم؟ دوربین با بزرگنمایی متغیر به علت اینکه این مدل دوربین ها از اجزای داخلی بیشتری استفاده می کنند، وزن بیشتری نیز دارند. بنابراین استفاده از آنها در کلاس مسابقات مانند لایت ورمینت ممکن است با محدودیت همراه باشد. در این کلاس (بادی، ریم فایر و سنترفایر)، محدودیت وزنی تجهیزات داریم.

بزرگنمایی ۳۶X تا ۶۰X بیشترین کاربرد را در دوربین های بنچ رست و تارگتینگ دارند (بزرگنمایی بالاتر نیز وجود دارد مانند مارچ ۸-۸۰*۶۰ که بیشتر در تیراندازی بنچ رست لانگ رنج مانند ۶۰۰ و ۱۰۰۰ یارد، مورد استفاده قرار می گیرند). در بازار امروزی، مدل های محبوب بیشتر با بزرگنمایی ثابت ۳۶X تا ۴۵X وجود دارند. این مدل از دوربین ها با توجه به وزن کمتر، ولی با کیفیت کافی و در چند مدل بسیار عالی ، مناسب برای تیراندازی بنچ رست فواصل کوتاه و یا کلاس هایی با محدودیت وزنی تفنگ است. 

تصویر رتیکل دوربین لئوپولد ۴۵X در فاصله ۵۰ متر و تارگت ۵۰ متر WRABF

تصویر از دوربین مارچ ۸۰X در فاصله ۱۱۰۰ یاردی 

چه مقدار بزرگنمایی کافی است؟

دوربین هایی با بزرگنمایی متغیر برای فواصل دورتر، مناسب تر هستند. همچنین در روزهای گرم و آفتابی که با پدیده ی سراب مواجه می شویم ، داشتن یک دوربین با بزرگنمایی متغیر برای کاهش این پدیده در تصویر دریافتی کمک کننده است. در دوربین های بزرگنمایی ثابت مانند ۴۵X در صورت مواجه شدن با پدیده ی سراب نمی توان با کاهش میزان بزرگنمایی، پدیده ی سراب را کاهش داد. انتخاب آن به شما بستگی دارد که اغلب زمان تمرین و تیراندازی شما در چه مکان و جغرافیایی انجام می شود.

در بین تیراندازان مسابقات ۵۰ متر داخلی، علاقمندی به استفاده از دوربین هایی با بزرگنمایی متغیر بیشتر دیده می شود. دوربین هایی با بزرگنمایی متغیر ۱۰X تا ۵۰X برای لانگ رنج و دیدن اهداف کوچک تر بهتر هستند. انتخاب خودم دوربین های بزرگنمایی ثابت با قدرت ۴۰ تا ۴۵ برابر برای فواصل مختلف رقابت های بنچ رست است. این بازه از بزرگنمایی، دید بسیار خوبی برای فاصله های ۲۵ و ۵۰ متر دارند ( حتی ۱۰۰ و ۲۰۰ متر بسته به سیبل مورد استفاده) و در عین حال وزن و قیمت های مناسب تری نیز شامل می شود. 

 

وضوح  و شفافیت لنزها در دوربین بنچ رست 

در بنچ رست ما با اهدافی کوچک مواجه هستیم و میزان پیشگیری و محل هدف گیری POA، باید بسیار دقیق و حساب شده باشد. برای این منظور نیاز به دوربینی داریم که کیفیت تصویر، وضوح و شفافیت در بالاترین حد نسبت به بودجه پرداختی باشد. دوربین با بزرگنمایی ثابت بخصوص مدل هایی که در سالهای اخیر ساخته می شوند، دارای کیفیت اپتیکی بالایی هستند. بخصوص مدل هایی که از لنزهای ED در مجموعه لنزهای خود بهره می برند، اعواج و مشکلات نوری را به کمترین حالت ممکن رسانده اند.

در صورتیکه از دوربینی با کیفیت اپتیکی پایین استفاده کنید، در زمان تمرین و تیراندازی با خستگی چشم و در نتیجه امکان ایجاد خطاهای بصری مواجه خواهید شد. کیفیت و میزان خروجی منظر چشمی Exit Pupil دوربین بر روی کیفیت تصویر دریافتی تاثیر دارد.

چرا Exit Pupil برای شما مهم است؟ چشم انسان برای وارد کردن نور از مردمک خود استفاده می‌کند. یک چشم بی‌عیب انسان می‌تواند از ۲ میلیمتر تا ۹ میلیمتر گشاد شود. توجه کنید که این یک چشم کاملاً سالم و بی‌عیب است. چشم یک انسان میانسال به طور متوسط فقط از تقریباً ۴ میلیمتر تا ۸ میلیمتر گشاد می‌شود.

Long Range Shooting - Understanding the scope

اگر Exit Pupil دوربین شما از گشادی مردمک چشم شما بزرگتر باشد، تصویر واضحی نخواهید دید. بسته به اختلاف exit pupil و مردمک چشم شما، ممکن است تصویر را محو ببینید یا آن را کم‌نور ببینید.

Nikon | Sport Optics | Exit pupil

خطای پارالکس

خطای پارالکس در دوربین هایی با بزرگنمایی ثابت کمتر دیده می شوند، اما در دروبین های با بزرگنمایی متغیر ارزان تر که از کیفیت لازم برخوردار نیستند، ممکن است با آن مواجه باشیم. قطعاً توصیه تیراندازان با تجربه بنچ رست بادی و ریم فایر، استفاده از دوربین های بزرگنمایی ثابت برای کاهش حداقلی خطای پارالکس است. اگر قصد انتخاب دوربین با بزرگنمایی متغیر را دارید، مدل هایی را انتخاب کنید که در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشند. 

مقاله پارالکس در دوربین تفنگ

تصحیح خطای پارالکس؟

اکثر دوربین های بنچ رست برای تصحیح پارالکس از دو روش استفاده می کنند. برخی از آنها از طبلک اختصاصی در کنار طبلک های برد و سمت استفاده می کنند که اصطلاحاً REAR CORRECTIVE ADJUSTMENTS یا سایدفوکوس گفته می شود. برخی دوربین ها که اکثراً مدل های قدیمی تر هستند (شامل دوربین های جدید با قیمت پایین تر نیز می شود) نیز از تصحیح پارالکس بر روی لنز شیئی خود استفاده می کنند.

دوربین های این رده بیشتر شامل دوربین هایی با بزرگنمایی ثابت مانند مدل های Weaver T36 و یا Sightron 36*42 BRD و مدل هایی مانند Nightforce 12-42 می شوند.دوربین هایی مانند IOR 36*42 و یا IOR 40*45 ، سایترون ۴۵*۴۵ و چند مدل دیگر با بودجه ی بالاتر، دارای تصحیح پارالکس سایدفوکوس هستند.

 

رتیکل در دوربین بنچ رست 

یکی از مشخصه های دوربین بنچ رست، رتیکل های ظریف و نازک مورد استفاده در آنهاست. اکثر مدلهای مرسوم در این رده از رتیکل هایی که اصطلاحاً Fine Crosshair نامیده می شوند، استفاده می کنند. این رتیکل ها به صورت ساده یا همراه با یک نقطه دات در مرکز هستند.

 

 در برخی دوربین ها نیز دات مجزا از رتیکل برد و سمت هستند. در برخی برندها و مدل بنچ رست امکان انتخاب رتیکل متفاوت نیز وجود دارد. این سازندگان به همراه معرفی دوربین ، مدل های قابل انتخاب رتیکل را نیز ارایه می کنند. شرکت هایی مانند Nightforce و March از جمله برندهایی هستند که همراه با دوربین های بنچ رستی، رتیکل متفاوت و انتخاب را به مشتری عرضه می کنند. بجز چند مدل محدود که از رشته های سیمی برای رتیکل استفاده می کنند، در بیشتر دوربین های بنچ رست، رتیکل به صورت حک شده بر روی عدسی است.

تصویر رتیکل کراس هایر با بزرگنمایی ۳۶X بر روی هدف بنچ رست ۲۵ متر 

 

ارزش کلیک ها در دوربین بنچ رست 

در مقاله ی دوربین تارگتینگ به ویژگی ترکینگ طبلک های دوربین اشاره داشتیم. در بنچ رست نیز به تنظیمات ظریف تغییرات حرکتی رتیکل در برد و سمت نیاز داریم. این تغییرات در عین حال باید دقیق باشند و هر کلیک به درستی باعث ایجاد حرکت در محل رتیکل ها شود. برای اطمینان از عملکرد دقیق کلیک های دوربین، تست مرتبط را دنبال نمایید (Box test). 

اکثر دوربین های بنچ رست از طبلک هایی با ارزش کلیک ۱٫۸ MOA بهره می برند. برخی مدل های جدید از ارزش کلیک های کوچک تر و ظریف تر نیز استفاده می کنند. ولی اکثر دوربین های بنچ رست بخصوص میان رده ها از ۱٫۸ MOA بهره می برند.    

 

وزن دوربین بنچ رست 

در رقابت های بنچ رست، بر اساس قوانین هر کلاس، حداکثر وزن مجاز برای تفنگ و تجهیزات نصب شده مشخص شده است. دوربین هایی با بزرگنمایی ثابت Fixed Power بیشتر از دوربین هایی با بزرگنمایی متغیر در این کلاس ها استفاده می شود. این رده از دوربین ها، میزان بزرگنمایی کافی و کیفیت اپتیکی لازم را همراه با وزن ایده آل دارند.

اهداف و سطح فعالیت های خودتان را بررسی کنید. اگر قصد شرکت در مسابقات WRABF دارید، باید به این ویژگی نیز توجه کنید. همینطور قوانین مسابقات محلی و یا انجمن ها را بررسی نمایید تا بهترین انتخاب را انجام دهید.


معرفی دوربین های بنچ رست

در این بخش لیستی از دوربین های مناسب بنچ رست که بر اساس منابع معتبر بنچ رست و همینطور گفتگو با تیراندازان برتر و با تجربه ی بنچ رست، ارایه شده است. محدوده ی قیمتی، بر اساس پایین ترین قیمت های بازار (طبیعتا بازارهای خارج از ایران) در نظر گرفته شده است، بنابراین ممکن است که در منابعی دیگر ، قیمت های متفاوتی ببینید. این صرفا یک راهنما برای بررسی محدوده ی قیمتی و مقایسه ی کلی برای انتخاب دوربین است.

دوربین NightForce 12-42*56

مزایا: دوربین های نایت فورس یکی از با کیفیت ترین دوربین های موجود در بازار هستند. این مدل مخصوص تیراندازی تارگتینگ و بنچ رست با لنز شئی ۵۶ میلیمتری که با لایه های خاص کوتینگ، ارایه شده است. تا بتواند بهترین کیفیت تصویر و رزولوشن همراه با جزییات را در فواصل بالا داشته باشد.

طبلک های این دوربین ۱٫۸ موآ کالیبره می شود که قابلیت زیرو استاپ هم دارد. هر دو طبلک برد و سمت این دوربین از سیستم coil spring plunger return system استفاده می کنند تا دقت ترکینگ دوربین را به حداکثر برساند. انتقال نور در بزرگنمایی مختلف به خوبی انجام می شود. سیستم تصحیح پارالکس که بر روی لنز شیئی نصب شده، در دسترس تیرانداز بوده و بسیار نرم کار می کند.

معایب :

بزرگ و سنگین برای استفاده در مسابقات بنچ رست فواصل کوتاه یا رقابت هایی که محدودیت وزنی دارند. در واقع این دوربین بیشتر در رشته سنتر فایر محبوب تر است. وزن ۱۰۲۱ گرمی آن باعث شده تا تیراندازان ریم فایر و بادی کمتر تمایل به خرید این دوربین برای استفاده در چند کلاس باشند. 

کاهش روشنایی تصویر در نور زیاد مثل نور خورشید.

مرور کلی : یکی از بهترین دوربین های بنچ رست با بزرگنمایی متغیر، وضوح و روشنایی بالا، قابل اعتماد و بدون هیچ گونه ایراد مکانیکی. البته بهتر بود که با این وزن، سیستم تصحیح پارالکس به صورت سایدفوکوس قرار می گرفت. برای این محدوده از بزرگنمایی متغیر با کیفیت بالا ، قیمت مناسبی دارد.

 

دوربین March BR 48*52

مزایا : دوربین های مارچ از طراحی داخلی ابتکاری در همه ی مدل های تولید خود بهره می برند که باعث جلوگیری از تغییرات ناخواسته POA می شود. علاوه بر طراحی مکانیکی برتری که دارند، مدل های بنچ رست این برند از لنزهای با کیفیت بسیار بالای ED و Super ED استفاده می کنند. این نوع لنزها، وضوح تصویر بسیار بهبود یافته ای را حتی در بزرگنمایی های بالا فراهم می کند.

بزرگنمایی جدید ۴۸X نهایت بزرگنمایی ثابت را داشته که بر اساس بزرگنمایی های موفق ۴۰X و ۵۰X مارچ ساخته شدند. این مدل از مارچ، وضوح تصویری با کیفیت بالا، شارپنس عالی و کنتراست عالی را با استفاده از لنزهای Super ED و با کیفیت خود، در اختیار تیراندازان بنچ رست قرار می دهد.در مورد ترکینگ، مارچ شاید بهترین دوربین عرضه شده به بازار از لحاظ ترکینگ برای یک دوربین دارای تنظیمات داخلی فعال باشد.

بسیاری از تیراندازان تراز اول بنچ رست، دوربین های مارچ را انتخاب می کنند. چرا که این دوربین ها بهتر از هر دوربین دیگری می تواند صفر خود را حفظ کند. با بزرگنمایی ۴۸X نیاز شما برای هر نوع هدف و کلاسی بر آورده می شود. 

معایب: تنها چیزی که می توان گفت، قیمت بسیار بالای این مدل است که در بین دوربین هایی با بزرگنمایی ثابت، قیمت آن بسیار گران است.

مرور کلی : بهترین و بالاترین دامنه ی بزرگنمایی در بین دوربین های زوم ثابت که در دیگر برندها وجود ندارد. شارپنس عالی، وضوح بسیار بالا، وزن مناسب و کیفیت تصویر بالا.

 

دوربین Leupold Competition 40/45X

مزایا : بهترین وضوح، روشنایی، کنتراست تصویر و قطر خروجی منظر چشمی عالی بین دوربین های بزرگنمایی ثابت بازار را دارد. لئوپولد این رده از دوربین ها را با درپوش لنز و طبلک های پیچی عرضه می کند. قطر بدنه ی ۳۰ میلیمتری که دامنه ی بیشتری برای تنظیمات طبلک برد و سمت نسبت به مدل های قدیمی تر این رده دارد. گارانتی و خدمات پس از فروش مناسب لئوپولد ( البته در کشور ما صادق نمی باشد!) به کلیه ی مشتریان.

معایب : استفاده از رتیکل های سیمی که برخی اوقات نیاز به رفع عیب و بی ثباتی دارد. لئوپولد تعداد زیادی از مدل های خود را با رتیکل سیمی غیر تراز ارایه کرده، پس نیاز هست که این مورد چک شود و یا دسترسی به خدمات پس از فروش برای آن باشد. مشکل lash در سیستم فوکوس و تصحیح پارالکس .

مرور کلی : بهترین دوربین زوم ثابت زیر ۱۵۰۰ دلار حتی با معایبی که ذکر شد از نظر کیفی، بهترین انتخاب در این محدوده ی قیمتی است. البته لئوپولد در محصولات سالهای اخیر، نمونه های کمتری از مشکلات را داشته است. این مدل دوربین همچنان یکی از انتخاب های خوب تیراندازان بنچ رست در همه ی رشته هاست.

 

دوربین Sightron SIII LR 10-50*60

مزایا : قبل از هر چیزی این را در نظر داشته باشید که سایترون در ازای قیمتی که می پردازید بهترین کیفیت ممکن را به شما ارایه می دهد. برای کسانی که علاقمند به دوربین با بزرگنمایی متغیر و محدوده ی بزرگنمایی کافی هستند، این مدل از سایترون انتخاب بهینه ای است. کیفیت تصاویر، روشنایی و شفافیت و وضوح خود را حتی در لبه ها (کناره های تصویر دارای تاری یا مشکل نمی شود) نیز حفظ می کنند.

این دوربین قابل سفارش برای رتیکل کراس هایر ساده ، دات و چند رتکیل دیگر شرکت سایترون می باشد. مدل میل هاش برای تیراندازی لانگ رنج یکی از رتیکل های مورد علاقه ی تیراندازان است.

طبلک های بزرگ با نوشته های سایز مناسب حتی برای کسانی که دید مناسبی ندارند! انتقال نور مناسب است ولی نه در اندازه دوربین های نایت فورس NXS ! در قبال هزینه ی انجام شده به خوبی کار خود را انجام می دهد.

معایب : در مواردی، تیراندازان از تصحیح پارالکس در فواصل ۳۰۰ یاردی ناراضی بودند! ولی اکثر ریویوها بدون ذکر نکته منفی بود که بخواهم اینجا بنویسم!

مرور کلی : برای کسانیکه علاقمند به دوربین با بزرگنمایی متغیر و با زوم بالا هستند، یکی از بهترین انتخاب هاست.

 

دوربین : Valdada IOR 36X BR

شاید اسم این برند از دوربین را کمتر شنیده باشید! چند سال قبل تجربه ی استفاده از این دوربین را در مسابقات کاپ جهانی ۲۰۱۷ اسلونی در ۵۰ متر ریم فایر داشتم. البته آن زمان شناختی از Valadada و دوربین های آن نداشتم.  این دوربین به صورت ویژه ای برای بنچ رست ساخته شده است. خروجی منظر چشمی خوب و فوکوس سریع رتیکل بر روی تصویر دوربین از مزایای این دوربین است، که در زمان های طولانی مسابقات بنچ رست از خستگی چشمان شما جلوگیری کند.

تجربه ی تیراندازی با این دوربین را در مسابقات کاپ جهانی اسلونی ۲۰۱۷ در رشته ۵۰ متر ریم فایر داشتیم. 

قطر ۳۰ میلیمتری بدنه ی دوربین اجازه ی استفاده از تنظیمات عالی برای طبلک های برد و سمت را به این دوربین داده است. ترکینگ دوربین یکی از با کیفیت ترین های بین دوربین های بنچ رست است. طبق ریویوی سایت Optic Trade ، سایر سازندگان باید در خصوص طبلک ها و کلیک های دوربین، این مدل را الگو قرار دهند!

 

دوربین Valdada IOR 40X BR

این مدل نیز همانند مدل ۳۶X این سازنده، به صورت اختصاصی برای بنچ رست ساخته شده است. ویژگیهای یکسانی با مدل ۳۶ دارد ولی با بزرگنمایی بالاتر که قطعا با توجه به تفاوت قیمتی نه چندان زیاد بین این مدل و مدل ۳۶X ، انتخاب این مدل بهینه تر است. 

 

دوربین Sightron SIII 45*45

مزایا : این محصول نسبتاً جدید سایترون، به صورت ویژه برای تیراندازی رقابتی و بنچ رست طراحی و ساخته شده است. لنزهای با کیفیت همراه با لنز ED همراه با لنز شیئی ۴۵ میلیمتری، ترکیب مناسبی برای انتقال نور و وضوح و روشنایی بالا ایجاد کرده است. تصاویر با کیفیت و شفاف و بدون اعواج و بهم ریختگی در لبه ها همراه می باشد. تصحیح پارالکس سایدفوکوس که به خوبی کار می کند. بزرگنمایی ثابت ۴۵X که در بین دوربین های زوم ثابت، بزرگنمایی خوبی برای انوع فواصل محسوب می شود.

طبلک های برد و سمت با ترکینگ خوب و تکرار پذیر که درپوش هایی نیز برای آن در نظر گرفته شده است. ارزش کلیک های این دوربین ۱٫۱۰ موآ است که دامنه ی تنظیم پذیری خوبی را در اختیار تیرانداز قرار می دهد. می توان گفت که این دوربین رقیب دوربین Leupold Competition 45X است.

معایب : تقریباً موردی یافت نشد.

مرور کلی : کیفیت اپتیکی خوب و عالی، بزرگنمایی ثابت ۴۵ برابر همراه با وزن ایده آل برای کلاس های مختلف بنچ رست، قیمت مناسب و بهینه در قبال کیفیت ارایه شده دارد.

 

دوربین Sightron SII 36X BRD

مزایا : ترکینگ بسیار خوب و تکرارپذیر با کلیک های ۱٫۸ موآ ، تنظیم پارالکس AO بروی لنز شیئی ساده و کارآمد، دوربین بسیار عالی نسبت به قیمت پرداختی، دامنه ی ۵۰ موآ برای تنظیمات طبلک برد که بیشتر از لئپولد سری  Competitionمی باشد. گارانتی تعویض مادالعمر (طبیعتا خیلی از موارد گارانتی و خدمات پس از فروش، متاسفانه در ایران قابل استفاده نمی باشد!!)

معایب : قطر خروجی منظر چشمی Exit Pupil کوچک ، تنظیم پارالکس AO که دوربین های قدیمی را تداعی می کند.

مرور کلی : قابلیت اعتماد بالا ، سایترون در حال رسیدن به رده ی دوربین های بزرگ تارگتینگ است و بر روی سلاح های بسیاری از تیراندازان برتر بنچ رست دیده می شود.  انتخاب خوب با قیمت مناسب برای تیراندازی بنچ رست فواصل کوتاه،

 

دوربین Weaver T36

مزایا : قیمت پایین، ترکینگ بسیار خوب و تکرارپذیر، با کلیک های ملموس ۱٫۸ موآ، تنظیم پارالکس AO ( لنز شیئی) ساده و کارآمد، ۶۰ موآ دامنه ی تنظیمات برای طبلک های برد و سمت ( به ادعای سازنده). T36 به نظر دوام خوبی با گذشت زمان و استفاده ی مداوم در تیراندازی بنچ رست داشته است ( از آن به نام legendary در بنچ رست یاد می شود). رنگ نقره ای آن نیز تولید شده است. البته در حال حاضر این دوربین دیگر تولید نمی شود و بعد از واگذاری Weaver به مجموعه ی بوشنل، این مدل توقف تولید خورده است.

معایب : خروجی منظر چشمی کوچک ، روشنایی کمتر نسبت به Sightron 36*42 ، تفاوت کیفی عدسی در تولیدات مختلف( اینکه ممکن است کیفیت عدسی نسبت به یک سری تولید با سری دیگر متفاوت باشد.

مرور کلی : دوربین خوب به نسبت قیمت که ترکینگ قابل اعتمادتری ( بدون نیاز به اعمال هرگونه تغییری) دارد. رقابت نزدیک با Sightron 36*42 ، تفاوت بین مدل های مختلف T36 می تواند بیشتر از تفاوت بین ویور T36 و سایترون ۳۶*۴۲ باشد!

 

 

نویسندگان : صادق قرنجیکی ، امین کر 

دوربین بنچ رست

دوربین تارگتینگ

دوربین تارگتینگ، یکی از موضوعاتی که همیشه در بحث های تیراندازی به آن پرداخته می شود.  “چه دوربینی مناسب برای تیراندازی تارگتینگ است؟” این سوالی است که خیلی از تیراندازان چه تازه کار و چه کسانی که در مسابقات تیراندازی تجربه دارند، مطرح می کنند. در گروه های مختلف شبکه های اجتماعی و حتی برخی وبسایت ها، دیدگاه ها و پاسخ های مختلفی برای این سوال می بینیم که ممکن است شما را گیج کنند! به همین علت تصمیم گرفتیم در این مقاله و مقاله ی بعدی به بررسی مشخصات دوربین های مناسب برای تیراندازی تارگتینگ و بنچ رست بپردازیم.

بخش اول، ترجمه ای از مقاله Target Scopes از وبسایت ۶mmbr.com می باشد. بخش بعدی با توجه به مصاحبه ها و گفتگو با تیراندازان مطرح بنچ رست و تجربیات مان در سال های اخیر همراه با لیست دوربین های مناسب بنچ رست آماده شده است.

دوربین تارگتینگ Target Scopes

خرید یک دوربین برای تیراندازی تارگتینگ می تواند هم یک کار ساده باشد و هم اینکه ممکن است هفته ها، برای یک انتخاب درست طول بکشد. جالب است که برخی برای خرید یک دوربین با کیفیت، مبلغ ۸۵۰ دلار یا بیشتر هزینه می کنند، بدون اینکه حتی نگاهی به نمونه های مشابه آن داشته باشند.

حین خرید یک دوربین می بایست با دقت، فوکوس، وضوح تصویر، تراز و هم محور بودن خطوط عمودی و افقی رتیکل، فاصله ی راحتی چشم (Eye Relief) و خروجی منظر چشمی (Exit Pupil) را بررسی کنید. خرید یک دوربین ارزان قیمت با بزرگنمایی ۴۰X ، در صورتیکه وضوح و شفافیت کافی نداشته و یا قطر خروجی منظر چشمی آن بیش از حد کوچک باشد، فقط و فقط موجب عذاب شما خواهد شد!

در صورت امکان بهتر است قبل از خرید هر دوربینی، نمونه های موجود در فروشگاه ها یا دوربین های روی تفنگ دوستانتان را بررسی و امتحان کنید. طبلک ها و تنظیمات پارالکس دوربین را بررسی کنید و انواع مختلفی از طبلک ها را امتحان کنید. ممکن است اولویت شما ضخامت خاصی از رتیکل باشد و یا اینکه قابلیت تخمین مسافت توسط رتیکل های میلدات را ترجیح دهید.

 

مشکلات ساختاری دوربین ها 

قبل از خرید دوربین تارگتینگ می بایست به خوبی در خصوص آن تحقیق کنید. به عنوان مثال، برند لئوپولد، دوربین های بسیار خوبی دارد اما برخی از آنها مشکل ترکینگ- tracking و یا کج بودن رتیکل دارند که می بایست همان اول کار اصلاح شوند. یا برخی مدل های ساید فوکوس مشکلی به نام  lash دارند که نیاز به اصلاح دارد (مشکل پارالکس علی رغم فوکوس کردن روی هدف). در این دوربین ها برای تنظیم پارالکس، ابتدا باید پیچ پارالکس را تا انتها و بی نهایت بچرخانید، سپس کم کم با برگرداندن آن به بهترین فوکوس روی هدف برسید. این روش توسط خود کمپانی لئوپولد توصیه شده که واقعاً هم کارآمد می باشد.

 

ویژگیهای لازم دوربین تارگتینگ

در ادامه به خصوصیات مهمی که یک دوربین مناسب تارگتینگ باید داشته باشند، اشاره می کنیم :

رزولوشن ( وضوح تصویر) Resolution:

برای بررسی این خصوصیت، قطعه ای از یک روزنامه را در ۵۰ یاردی قرار دهید و سعی کنید تا متن و تیترهای آن را بخوانید. با استفاده از ریسمان و شاقول هم می توانید آن را تراز کنید. در این لینک ، چارت مخصوصی برای تست رزولوشن لنز دوربین قرار داده شده که می توانید پرینت کرده و استفاده کنید.

کنتراست تصویر Image Contrast :

بین دو دوربین با وضوح تصویر یکسان، دوربینی که کنتراست تصویر بهتری داشته باشد، برای تیراندازی تارگت بهتر خواهد بود. کنتراست بیشتر امکان دید بهتر جزئیات محل اصابت را به شما خواهد داد. برخی دوربین ها، نوردهی ( Light transmission ) بسیار عالی دارند ولی با تیون بهتر برای کنتراست بالاتر، وضوح تصویر خیلی بیشتری خواهند داشت. همچنین کیفیت تصویر، توسط کوتینگ عدسی ها برای فیلتر کردن اشعه ی UV و برخی طیف های نوری خاص نیز می تواند بهبود پیدا کند.

فاصله ی راحتی چشم Eye Relief :

دوربین را روی سلاح نصب کرده و ببینید آیا می توانید در یک موقعیت با ثبات و راحت، در حالیکه انتهای قنداق با شانه شما تماس دارد یا نزدیک آن قرار گرفته، براحتی تصویر را در مرکز و بدون هیچ سایه و هاله ای در اطراف آن ببینید.

 

در دوربین هایی با بزرگنمایی متغیر، تغییرات فاصله ی راحتی چشم با تغییر دادن بزرگنمایی را بررسی کنید. دوربینی بهتر خواهد بود که حداقل تغییرات در فاصله ی راحتی چشم را با تغییر بزرگنمایی دوربین داشته باشد. چرا که مجبور نیستید دائماً سر خود را برای داشتن تصویر مناسب، عقب و جلو کنید.

بسیاری از کمپانی های سازنده دوربین، فاصله ی راحتی چشم برای محصولات خود را منتشر می کنند یا بر روی مشخصات پکیج دوربین درج می کنند. اما بهتر است خودتان آن را امتحان کنید. مثلاً دوربین هایی همچون نایت فورس ۸-۳۲*۵۶ از این لحاظ بسیار خوب می باشند که فاصله ی راحتی چشم ۳ تا ۳٫۵ اینچ، در کل دامنه ی تغییرات بزرگنمایی خود دارد.

خروجی منظر چشمی  Exit Pupil :

در دوربین هایی با قطر عدسی یکسان، دوربین با بزرگنمایی بیشتر، خروجی منظر چشمی کوچک تری خواهد داشت. در نظر داشته باشید که خروجی منظر چشمی که در واقع حلقه ای کوچک از نور می باشد، می بایست تمام اطلاعات تصویر را به گیرنده ی چشمهایتان برساند. خروجی منظر چشمی بزرگ تر قطعاً بهتر خواهد بود.

خروجی منظر چشمی کوچک تر باعث کم سو شدن تصویر و سخت شدن کار برای یک دوربین خوب خواهد گشت. به همین خاطر است که تقویت بزرگنمایی دوربین های ویور T36 و سایترون ۳۶X را توصیه نمی کنم. چرا که با عدسی شیئی آنها با قطر ۴۰ و ۴۲ میلیمتر، با افزایش بزرگنمایی به بیش از ۳۶ برابر ، قطر خروجی منظر چشمی آنها بیش از حد کوچک خواهد شد. در تصویر، دوربین لئوپولد سری Competition با بزرگنمایی ۴۰X و قطر عدسی شیئی ۴۵ و قطر مردمک خروجی ۱٫۱۳ را می بینید.

ترکینگ Tracking :

هیچ دوربینی در صورت حرکت رتیکل با هر بار شلیک و یا قابل تکرار نبودن تنظیمات طبلک های برد و سمت، صرف نظر از قیمت آن، مناسب تیراندازی تارگتینگ نخواهد بود. با خرید هر دوربینی، ابتدا باید با انجام Box Test ، تکرارپذیری آن را بررسی کنید.

انجام Box Test 

یک شلیک انجام دهید و سپس طبلک برد را به میزان۶ موآ به سمت بالا بچرخانید و یک شلیک دیگر انجام دهید. سپس طبلک سمت را به میزان ۶ موآ به سمت راست چرخانده و شلیک دیگری انجام دهید. دوباره طبلک برد را ۶ موآ به سمت پایین چرخانده و شلیک دیگری انجام دهید. در نهایت طبلک سمت را به میزان ۶ موآ به سمت چپ چرخانده و شلیک آخر را انجام دهید. در صورتیکه طبلک ها به درستی عمل کنند، شلیک پنجم می بایست دقیقاً بر روی شلیک اول اصابت کند. ( با فرض نبود دریفت باد یا انجام این تست در یک محل بدور از باد)

تا اینجا با مشخصه های اصلی یک دوربین مناسب تیراندازی تارگت آشنا شدیم. برای خیلی از ماها این اطلاعات می تواند در انتخاب های بعدی یا بررسی دوربین فعلی مان کمک کننده باشد. در مقاله ی بعدی به بررسی مشخصات دوربین مناسب تیراندازی بنچ رست خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید. 

پارالکس دوربین تفنگ

هر بار که بحثی در خصوص دوربین های تفنگ مطرح می شود، موضوعی که اغلب به میان می آید، پارالکس می باشد. آنطور که به نظر می رسد، سوء برداشت ها و ابهامات زیادی در خصوص این موضوع بین تیراندازان وجود دارد. پارالکس در دوربین سلاح را می توان به عنوان حرکت ظاهری تصویر اجسام در میدان دید دوربین نسبت به رتیکل تعریف کرد.

پارالکس (خطای پارالکس) در یک دوربین زمانی رخ می دهد که تصویر اولیه ی اجسام، در جلو یا عقب رتیکل تشکیل شود. در این حالت اگر چشم را از محور نوری (مرکزی) دوربین حرکت دهید، موجب ایجاد خطای پارالکس خواهد شد. اگر تصویر اولیه ی اجسام در همان سطح کانونی که رتیکل قرار دارد، تشکیل شود، پارالکس صرف نظر از موقعیت چشم نسبت به محور مرکزی دوربین، وجود نخواهد داشت.

 دوربین هایی با بزرگنمایی بالا و دوربین هایی که برای تیراندازی لانگ رنج استفاده می شوند، می بایست مجهز به تنظیمات پارالکس باشند، چرا که کوچک ترین خطاها هم می تواند مشکل ساز گردند. عملکرد این تنظیمات در بخش شیئی دوربین این است که تصویر هدف در هر فاصله ای را همسطح با سطح کانونی که رتیکل در آن قرار گرفته، تشکیل دهد. دوربین های تاکتیکال، معمولاً فاقد تنظیم پارالکس هستند، چرا که فاصله ی دقیق هدف هیچ وقت قابل پیش بینی نیست. همچنین دوربین هایی با بزرگنمایی پایین و ثابت نیز فاقد تنظیمات پارالکس هستند، چرا که در بزرگنمایی پایین، میزان خطای پارالکس خیلی کمتر از آن است که ایجاد مشکل در دیدن تصویر نماید.

 

دو عامل اصلی در تعیین میزان پارالکس در یک دوربین

۱-فاصله هدف تا لنز شیئی دوربین،

 عدسی شیئی دوربین، تصویر اولیه از هدف را تشکیل می دهد و باقی اجزای دوربین نیز تصویر را معکوس می کنند. فاصله ی تشکیل شدن تصویر از عدسی شیئی به فاصله ی هدف از عدسی شیئی بستگی خواهد داشت. تصویر اجسام نزدیک تر، دورتر از عدسی شیئی و تصویر اجسام دورتر، نزدیک تر به عدسی شیئی تشکیل می گردند. از آنجاییکه رتیکل در یک نقطه خاص در داخل دوربین قرار گرفته، تصویر هدف ممکن است همیشه بر روی رتیکل تشکیل نشود.

۲-فاصله ی قابل حرکت چشم از محور دوربین (طوری که همچنان تصویر هدف قابل رؤیت باشد)

این عامل توسط اندازه ی خروجی منظر چشمی (Exit Pupil) تعیین می گردد. تا زمانیکه چشم، دقیقاً در راستای محور نوری دوربین قرار گرفته باشد، هیچ پارالکسی نخواهیم داشت. خروجی منظر چشمی هم که ….. کوچک باشد هم کاربردی نخواهد بود.

عوامل دیگر 

 البته باید توجه داشته باشید که در هر دوربینی، سطوح متفاوتی از خطای پارالکس وجود دارد و همچنین در فاصله ای خاص در هر دوربین، پارالکس وجود نخواهد داشت. در بسیاری از دوربین ها، این نقطه ی بدون پارالکس در فاصله ای مناسب و به اصطلاح Mid range در محدوده ی کانونی دوربین قرار گرفته است.

در دوربین هایی با کیفیت کمتر، ممکن است علل دیگری هم افزون بر دو علت اخیر باشد. چنانچه رتیکل دوربین، دقیقاً در فاصله ای مناسب از عدسی شیئی قرار نداشته باشد، مسافت بدون پارالکس دوربین افزایش خواهد یافت. رتیکل هایی که به خوبی در محل خود فیکس نشده باشند و حتی چند هزارم اینچ جابجایی داشته باشند، باعث میزان متغیر پارالکس می شوند.علت دیگر خطای پارالکس می تواند ایراداتی در ساختار لنز شیئی، چه در طراحی کلی و چه در مرحله ی تولید باشد. در صورت وجود اعواج کروی یا آستیگماتیک (spherical or astigmatic aberrations ) در عدسی شیئی و عدم اصلاح آنها، تصویر اجسام (به جای آنکه بر روی رتیکل تشکیل گردد) با فاصله ی قابل توجهی از رتیکل تشکیل خواهد شد.

چنانچه در دوربینی حرکت ظاهری رتیکل نسبت به تصویر مشاهده شده، در حرکت چشم به بالا و پایین متفاوت با حالتی باشد که چشم را به طرفین حرکت می دهیم. علت این موضوع می تواند کیفیت بد عدسی شیئی باشد که هیچگونه تنظیماتی نمی تواند موجب رفع این مشکل و در کل هر ایراد ساختاری گردد.  

بررسی پارالکس یک دوربین 

برای دیدن و بررسی پارالکس در هر دوربینی می توانید به تصویر جسمی در فاصله ای معمول ( نباید در محیط ایندور باشد) در دوربین نگاه کنید و با حرکت دادن سر به طرفین ( و سپس بالا و پایین) در محدوده ی میدان دید دوربین، وجود خطای پارالکس را بررسی کنید. حرکت ظاهری رتیکل نسبت به تصویر هدف، خطای پارالکس می باشد.

 


روش های تنظیم پارالکس

تنظیم پارالکس خارجی دوربین های تارگت ، معمولاً به دو شیوه ی تنظیم بر روی لنز شیئی Adjustable Objectives و تنظیم در میانه ی دوربین Side Focus انجام می شود. دوربین هایی که این تنظیمات را دارند معمولاً بزرگنمایی بالاتر از ۱۰X را داشته و یا کاربری استفاده از فواصل نزدیک را دارند.

این کار بوسیله یک رینگ یا حلقه ی چرخان مدرج بر روی دوربین انجام می شود. امروزه نصب تارت تنظیم پارالکس در کنار دوربین یا همان سایدفوکوس رواج بیشتری پیدا کرده و کمپانی های سازنده دوربین در مدل های جدید از این روش استفاده می کنند. با اینحال دوربین هایی با بزرگنمایی ثابت و یا بزرگنمایی محدود از روش تنظیم بر روی لنز شیئی استفاده می کنند.

 

تنظیمات پارالکس بر روی لنز شئی ( Adjustable Objective)

 این سیستم از قدیمی ترین، اثبات شده ترین و شاید بهترین و کاربردی ترین سیستم ها چه از نظر اپتیکی و چه مکانیکی می باشد. بسته به نوع کاربردی امکان استفاده از رزوه های ریز برای تنظیمات بسیار ظریف و یار رزوه های درشت برای رسیدن سریع به تنظیم دلخواه وجود دارد. این شیوه ی تنظیم معمولاً به صورت عدسی شیئی ثابت ( که در کارخانه تنظیم می شود و بدون ابزار خاص امکان تنظیم ندارد) و یا به صورت کاملاً قابل تنظیم با دست دیده می شود.

مزایا :

  • به لحاظ اپتیکی، سیستم اثبات شده و کابردی است.
  • به لحاظ مکانیکی، موثرترین و کاربردی ترین سیستم است.
  • به لحاظ تاریخی، دوربین هایی که بخش لنز شیئی ثابت تا بزرگنمایی ۱۰ برابر دراند، به دلیل دوام و استحکام، بیشترین استقبال را داشته اند.

معایب :

  • در دوربین هایی با طول بلند ممکن است دسترسی به آن در موقعیت تیراندازی دشوار باشد.
  • عدم امکان دیدن علائم و نوشته های درج شده در موقعیت تیراندازی.
  • احتمال نشت گاز درون دوربین در این مدل ها بیشتر است.

تصحیح پارالکس در میانه ی دوربین یا ساید فوکوس Side Focuses

معمولاً در سمت چپ تارت ها ، دارای علائم یاردیج دور پیچ پارالکس طراحی می شود. در این حالت وقتی تیرانداز به داخل دوربین نگاه می کند، سهولت بیشتری برای قابلیت تنظیم پیچ پارالکس با دست چپ ایجاد می شود.

مزایا :

  • سهولت دسترسی در وضعیت تیراندازی

معایب :

  • بسیاری از کمپانی های سازنده که از این شیوه استفاده می کنند، به نحوی پیچ تنظیمات را می سازند که تیرانداز قادر نخواهد بود بدون تغییر وضعیت سر از سمت چشمی دوربین، علائم درج شده را ببیند و این موضوع از کارایی آن می کاهد.
  • در برخی دوربین های برندهایی که تست شدند، دستیابی به حداکثر وضوح تصویر هدف با خطای تقریباً صفر پارالکس دشوار بود. این موضوع می تواند دلایل زیادی داشته باشد که یکی از آنها دقت پایین در تولید و تلرانس ساخت می باشد.
  • دشوار بودن اعمال تنظیمات ظریف به ویژه در بزرگنمایی های بالا مگر اینکه از پیچ پارالکس (هندویل) بزرگ (سه اینچ یا بزرگ تر) استفاده شود که در این صورت نیز فلسفه ی سهولت دسترسی در این شیوه تصحیح پارالکس نقض می گردد.
  • تعدد اجزای مکانیکی در این سیستم که احتمال نقص در عملکرد آن را افزایش می دهد و ساخت بی نقص این سیستم تنظیم، گران و پرهزینه تمام می شود.

شش کالیبر برتر مسابقات لانگ رنج

برگزیدن شش کالیبر برتر برای هر رشته و دیسیپلین تیراندازی، کاری است بسیار دشوار که می تواند موجب ناراحتی بسیاری از خوانندگان این مقاله گردد! قبل از آنکه هر ادعایی در خصوص یک کالیبر طرح کنم، بهتر است ابتدا مشخصات یک کالیبر برای قرار گرفتن در این لیست را مشخص کنیم.

برای شروع، تمام کالیبرهای مطرح شده در این مقاله، دارای این پیش نیازها می باشند :

  • فراوان و در دسترس بودن هر کالیبر به صورت مهمات کارخانه ای آماده،
  • با کیفیت و متناسب با کاربری تیرانداز، که مزایا و برتری های هر کالیبر تنها محدود به کسانی نباشد که هندلودینگ انجام می دهند. هر تیراندازی بتواند مهمات آن را تهیه، خریداری و استفاده نماید.
  • برتری هر کالیبر مطرح شده در این مقاله، توسط سوابق استفاده توسط تیراندازان در طول تاریخ، رکوردهای کسب شده، طراحی و مشخصه های بالستیکی اثبات شده باشد.

برگزیدن تنها شش کالیبر برتر برای تیراندازی لانگ رنج، کاری دشوار می باشد. چرا که هر رشته تیراندازی، قوانین و شرایط حاکم بر آن، طیفی متفاوت از نیازمندی و ویژگی ها را می طلبد. – مثلا برخی رشته ها همانند مسابقات Palma و Service Rifle ( سلاح های نظامی) مقررات خاصی را برای کالیبر مورد استفاده دارند- به هر ترتیب شش کالیبر برگزیده توسط من به شرح زیر است :


کالیبر ۶٫۵ Creedmoor

تاریخ معرفی : ۲۰۰۷

پوکه ی مادر : تامپسون سنتر .۳۰ TC

حداکثر مسافت : ۱۴۰۰ یارد

بیشترین استفاده در : رقابت های PRS ، رقابت های ۱۰۰۰ یارد  Slow fire ( رقابت های امتیازی با محدودیت زمانی حدود یک دقیقه برای هر شلیک، در Rapid fire مثلا برای ۲۰ شلیک تنها ۷۰ ثانیه زمان تعیین می گردد)

از زمان معرفی کالیبر ۳۰-۰۶ ، هیچ کالیبری، تأثیری را که ۶٫۵ CM بر دیدگاه جامعه ی تیراندازی لانگ رنج ایالات متحده گذاشته را نداشته است. همانند کالیبر کلاسیک ۳۰-۰۶ در زمان جنگ جهانی، ۶٫۵ CM نیز با عملکرد عالی، کارآمد و در عین حال با لگد نسبتاً کم ، چشم تیراندازان را به مرزهای جدیدی از دنیای تیراندازی گشود.

این کالیبر با مرمی هایی با ضریب بالستیک بسیار بالا در سرعت هایی مناسب و با عملکردی بسیار بهینه با راندمان بالا، طراحی چمبر و پوکه با پتانسیل ذاتی که برای دقت های بالا دارند ( کالیبر ۳۰TC به عنوان کالیبر مادر .۶٫۵ CM ، دقت بالایی به تیراندازان می دهد و طراحی چمبر و پوکه ی ۶٫۵ CM نیز بر پایه ی همین کالیبر می باشد)، تیرانداز را قادر می سازد تا به صورت مکرر بتواند با اهداف در ۱۰۰۰ یارد ( و برای یک تیرانداز با تجربه حتی بالاتر) درگیر شود.

 لوله ی سلاح هایی با این کالیبر، عمر بسیار خوبی دارند. حتی برای تیراندازانی که برای مسابقات از آن استفاده می کنند و شلیک های پیاپی و زیاد در تمرین های خود دارند. لگد (عقب نشینی) این کالیبر، نسبتاً ملایم می باشد که به تیرانداز اجازه ی تمرکز کافی برای یک شلیک تمیز و بی نقص می دهد. حتی با یک مازل بریک کارآمد، تیرانداز می تواند محل دقیق شلیک های خود بر روی اهداف فلزی (Steel target که در رقابت های PRS مرسوم است) را به سرعت از زاویه دید دوربین ببیند.

عملکرد بالستیکی 

این کالیبر به لحاظ عملکرد بالستیکی، کاملا به .۳۰۸ Win برتری دارد. در حالیکه از پوکه با ابعاد و head یکسان با ۰۶-۳۰ و خانواده های کالیبر ۳۰ بهره می برد. ریشه ی مستقیم پوکه ی این کالیبر ۳۰ TC می باشد. طول کوتاه این پوکه امکان نشاندن هر چه بیرون تر مرمی های کشیده و آئرودینامیک در آن را می دهد که مشکل تداخل قاعده ی (Base) مرمی با ظرفیت شارژ باروت را برطرف کرده و در عین حال در خشاب های استاندارد سلاح های Short Action نیز می گنجند. بدین ترتیب می توان از مرمی های استثنایی لانگ رنج همچون Sierra’s 142-­grain Match King (SMK) یا Hornady’s 147-­grain ELD Match  به راحتی با سرعت های ۲۷۰۰ fps یا بالاتر استفاده کرد. البته در صورت استفاده از مرمی سبک تر می توان به سرعت های بالاتر هم دست یافت. ولی بسیاری از تیراندازان، برتری بالستیک مرمی های سنگین تر را به سرعت های دهانه بالاتر ترجیح می دهند.

فکر می کنید که ۶٫۵ CM در فواصل بالاتر از ۱۰۰۰ یارد کارایی ندارد! به این نکته توجه کنید که در شرایط استاندارد آب و هوایی و در سطح دریا ، با یک لود خوب، ۶٫۵ CM می تواند محدوده ی سوپرسونیک (مسافتی که سرعت مرمی در آن محدوده، بالاتر از سرعت صوت می ماند) معادل ۱۶۰۰ یارد را در اختیار تیرانداز بگذارد. خود من توانستم، پنج اصابت پشت سر هم به یک هدف دایره ای ۲۴ اینچی در فاصله ی ۱۴۰۰ یارد، با لود مورد علاقه ام ( مرمی ۱۴۲ گرینی SMK با سرعت ۲۷۵۰ FPS و پودر H4350 ) را داشته باشم.

با اینکه معمولاً گرفتن عملکرد حداکثری از مهمات، با هندلودینگ میسر می شود، اما مهمات کارخانه ای کالیبر ۶٫۵ CM ، دقتی فوق العاده و بی نظیر به تیراندازی می دهند. حداقل ۱۲ لود (یا بیشتر) از شرکت های هورنادی ، بارنز ، نازلر ، وینچستر ، فدرال ، آمریکن ایگل ، زیگ زاور و تعدادی از کمپانی های کوچک تر در دسترس تیراندازان می باشد.

ممکن است برخی تیراندازان PRS بگویند که کالیبر لاپوآ ۶٫۵*۴۷ ، صاحب جایگاه های بیشتری بین ۵۰ تیرانداز برتر این رقابت هاست، که همینطور هم می باشد. اما شاید دلیل این موضوع در دسترس نبودن پوکه ی لاپوا برای کالیبر ۶٫۵ CM از سال ۲۰۱۷ باشد که رقیب نزدیک کالیبر ۶٫۵ خود لاپوآ هم محسوب می گردد! اما در حال حاضر که این مشکل حل شده، شاید بسیاری از تیراندازان PRS به سمت ۶٫۵ CM بروند.


کالیبر ۶mm Creedmoor

سال معرفی : ۲۰۱۶

پوکه ی مادر : ۶٫۵mm CM

حداکثر مسافت : ۱۲۰۰ یارد

 بیشترین کاربرد : رقابت های PRS

این نواده ی جدید کالیبر ۶٫۵mm CM ، برخی از ویژگی های مناسب برای پیروزی در رقابت های PRS را به تیرانداز می دهد، اما در ازای برخی معایب!

بدلیل اینکه این کالیبر یک مرمی نسبتاً سبک را با سرعتی حدود ۳۰۰ fps سریع تر از ۶٫۵ CM شلیک می کند، لگد سلاح بسیار کمتر و کمان پرواز (تراجکتوری) آن صاف تر و دریفت باد نیز مساوی یا کمتر از ۶٫۵ CM می باشد. هر چند با توجه به ابعاد و ظرفیت پوکه که کمابیش شبیه ۶٫۵ CM است، می توان گفت که میزان باروت در کالیبر ۶mm CM ، کمی بیش از میزان لازم برای گرفتن بهترین راندمان و کارآیی می باشد. در نتیجه عمر لوله نیز کمتر خواهد بود. در مقایسه با عمر لوله کالیبر ۶٫۵ CM که حدود ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ شلیک است، عمر مفید لوله ی یک سلاح ۶mm CM ، در حدود ۲۰۰۰ شلیک به پایان می رسد. در برخی موارد هم لوله ها حداکثر تا ۱۵۰۰ شلیک دوام می آورند. با این حساب سئوالی که پیش می آید این است که چرا بسیاری از تیراندازان رقابت های PRS ، کالیبر ۶mm CM را برمی گزینند؟ علت این انتخاب، بیشتر لگد (عقب نشینی) بسیار کم این کالیبر است که به تیرانداز اجازه می دهد تا خیلی راحت تر بتواند محل اصابت هر شلیک را بلافاصله از دوربین سلاح خود مشاهده کند.

 رقابت های PRS ، شکلی از رقابت های لانگ رنج با شلیک های متوالی و سریع به اهداف متعدد و با محدودیت زمانی است و تیرانداز اجازه ی استفاده از راهنمای اسپوتر را ندارد. تیرانداز می بایستی خطاهای خود را دیده و اصلاحات لازم برای شلیک های بعدی را بدون کمک و راهنمایی فرد دیگری، محاسبه و اعمال کنند. یک سلاح تارگت ۶mm CM با یک مازل بریک خوب، شاید به سختی حین شلیک تکان بخورد و این موضوع مشاهده ی محل اصابت توسط خود تیرانداز را آسان تر می کند.

چنانچه قصد شرکت در یک رقابت بزرگ PRS داشته باشید، شاید ۶mm CM بهترین انتخاب برای شما باشد. اما چنانچه تیراندازی زیادی دارید و همچنین نمی خواهید به تکرار، لوله ی سلاح تان را عوض کنید، یا اینکه لودینگ انجام نمی دهید، کالیبر ۶٫۵ mm CM انتخاب بهتری برایتان خواهد بود.

کالیبر ۵٫۵۶ / .۲۲۳

سال معرفی : ۱۹۶۳

پوکه ی مادر : .۲۲۲ Remington

حداکثر مسافت : ۱۰۰۰ یارد

بیشترین استفاده : رقابت های Service Rifle و رقابت هایی که محدود به کالیبر .۲۲۳ می شوند.

در رقابت های Service Rifle ، تنها کالیبرهای مورد استفاده قبلی یا فعلی توسط ارتش (نیروهای مسلح) مجاز می باشند. در سالهای نه چندان دور، کالیبر ۳۰۸ Win سلطان این کالیبرها بود! اما پیشرفت تکنولوژی در زمینه ی ساخت مرمی در کنار لگد بسیار کم کالیبر ۵٫۵۶/.۲۲۳ ، موجب ارجحیت این کالیبر در این رقابت ها گردید.

بسیاری از رقابت های SR در مسافت های ۲۰۰، ۳۰۰ و ۶۰۰ یارد و در وضعیت های مختلف تیراندازی، برخی با محدودیت های زمانی و برخی بدون محدودیت زمانی ( به صورت Slow fire ، تیرانداز در راندهای Rapid fire شاید محدودیت زمانی حدود ۷۰ ثانیه برای ۲۰ شلیک داشته باشد، اما در راندهای Slow fire ، حدود یک دقیقه برای هر شلیک در نظر گرفته می شود). برای مسابقات خاص همانند ( که در کمپ پری Camp Pery برگزار می گردد) در مسافت ۱۰۰۰ یارد برگزار می گردند. حتی در این رقابت ها نیز کالیبر .۲۲۳/۵٫۵۶ برتری خود را حفظ نموده است.

تیراندازان برتر این رقابت ها، برای تارگت های ۲۰۰ و  ۳۰۰ یارد از مهمات دقیق با طول استاندارد (جهت جایگیری در خشاب استاندارد) و برای ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ یارد از مرمی های بلند و کشیده با ضریب بالستیک بالا استفاده می کنند. البته استثناهایی هم وجود دارند. این نوع مهمات معمولاً بسیار بلندتر از آن هستند که بتوانند در خشاب سلاح M16 جای گیرند. بنابراین سلاح های بهینه شده (تیون شده) برای این رقابت ها از خشاب بهره نمی برند و به اصطلاح Single Shot می باشند. با توجه به اینکه راندهای مسابقات ۶۰۰ و ۱۰۰۰ یارد ، محدودیت زمانی کمی ندارند و به اصطلاح Slow fire هستند، این موضوع مشکل ساز نمی باشد.

از رقابت هایی که به سرعت در حال رشد هستند، رقابت های PRS تحت عنوان Only .223 (فقط کالیبر .۲۲۳) است. شرکت در این رقابت ها برای تیراندازان ، نسبتاً ارزان تمام می شود و لوله ی سلاح هم متحمل فشار زیادی نمی گردد. این کالیبر کوچک می تواند نقطه شروع بسیار خوبی برای ارتقای مهارت های پایه تیراندازی و بادخوانی با کمترین هزینه باشند. هم اکنون هم تعداد بیشتری از تیراندازانی که بصورت جدی در رقابت های PRS شرکت می کنند، سلاح مخصوص .۲۲۳ برای این رقابت ها تدارک می بینند.

مرمی ۸۰ گرینی (Sierra MK (Match King ، انتخاب بسیار خوبی برای رقابت در فواصل بلند با کالیبر ۲۲۳٫/۵٫۵۶ می باشد. نگاهی به لیست تیراندازان برتر در رقابت های ملی (National) گواه این موضوع می باشد. در حال حاضر شرکت های سیرا و هورنادی، هر دو مرمی های مچ گرید با نوک کامپوزیت تولید می کنند که ضریب بالستیک آنها به میزان قابل توجهی بالاتر بوده و در عین حال دقت بالایی هم دارند.


کالیبر ۳۰۸/۷٫۶۲mm

سال معرفی : ۱۹۵۲

پوکه ی مادر : .۳۰۰ Savage

حداکثر مسافت : ۱۰۰۰ یارد

بیشترین استفاده : رقابت های محدود به کالیبر .۳۰۸

این کالیبر تا مسافت ۶۰۰ یارد بسیار کارآمد می باشد و با کمی ظرافت بیشتر در لودینگ مهمات و تکنیک های تیراندازی، مسافت ۱۰۰۰ یارد نیز برای این کالیبر، دور از دسترس نیست. در واقع برخی تیراندازان بسیار عالی ، با درکی کامل از ظرافت های گرفتن کارآیی و دقت حداکثری از این کالیبر، کارهایی استثنایی در مسافت های ۱۰۰۰ یارد و حتی بیشتر را انجام داده اند. درست است که افت این کالیبر بیشتر و دریفت باد بیشتری هم متحمل می شود، اما چنانچه کالیبر .۳۰۸ تنها انتخاب ممکن برایتان باشد، می توانید با گرفتن حداکثر کارایی از آن، عملکرد خوبی داشته باشید.

بزرگ ترین ضعف ۳۰۸٫، عدم وجود ظرفیت کافی پوکه برای شارژی از باروت است که بتواند سرعت های مناسب از مرمی های کشیده و آئرو دینامیک که البته سنگین هم هستند، بگیرد. هر چه یک مرمی برای مسافت های بالا، عملکرد بهتری داشته باشد (مرمی کشیده و بلند)، طولی از قاعده ی مرمی که با فضای  اشغال شده توسط باروت تداخل پیدا می کند، بیشتر خواهد بود. (بیرون زدگی ته مرمی به داخل شارژ باروت) که قطعاً این موضوع ، از نقطه ای به بعد موجب تاثیر منفی خواهد گردید. 

تیراندازان تارگتینگ به طور معمول از مرمی های دم قایقی (Boat tail) با سر هالووپوینت، در محدوده ی ۱۶۸ گرین، همانند مرمی های بسیار دقیق Sierra’s obscenely accurate Match King استفاده می کنند. چنین مرمی هایی امکان برقراری تعادل خوبی بین ضریب بالستیک/سرعت بهینه برای نمونه های امروزی کالیبر ۳۰۸٫ را به تیرانداز می دهند. همانند مرمی Sierra’s 168-­grain Tipped Match King و Horney’s 168-­grain ELD Match ، که با دارا بودن ضریب بالستیک بالا، امکان گرفتن کارایی بیشتر از این کالیبر را فراهم می کنند. هر چند اگر تیراندازی لانگ رنج در مسافت های بالا مد نظر باشد، این مرمی ها به نوعی Mid range ( بهینه برای مسافت های متوسط) تلقی می شوند.

مرمی های بهتر برای فواصل بالاتر، مرمی های ۱۷۵ ، ۱۷۸ ، و ۱۸۰ گرینی می باشند. البته به شرطی که بتوان این وزن مرمی ها را به سرعت مطلوب رساند. در این جا نیز طول خشاب تعیین کننده است. خشاب طویل تر از معمول به تیراندازان امکان می دهد این مرمی ها را هر چه بیرون تر از پوکه (طول کلی یا OAL بلندتر از استاندارد) نشانده شود تا تداخل قاعده ی مرمی با فضای باروت کمتر شده و بتوان از باروت بیشتری استفاده کرد.

یکی دیگر از ضعف های ۳۰۸٫ عقب نشینی حاصل از شلیک این کالیبر است که می تواند آزاردهنده باشد. ولی از طرف دیگر، عمر لوله در استفاده از این کالیبر بسیار عالی محسوب می شود. در نهایت می توان گفت زمانیکه شرایط یا قوانین مسابقه، تنها اجازه ی استفاده از این کالیبر را به تیرانداز می دهد، می توان با اعمال تغییراتی در مسافت های بلند از آن به خوبی استفاده کرد. البته اگر انتخاب با تیرانداز باشد، تعداد زیادی از کالیبرهایی با عملکرد بهتر موجود می باشند.

 


کالیبر ۷mm SAUM (Short Action Ultra Magnum)

سال معرفی : ۲۰۰۲

پوکه ی مادر : Rem. Ultra Mag .300

حداکثر مسافت : ۱۶۰۰ یارد

بیشترین استفاده : رقابت های امتیازی ۱۰۰۰ یارد

با پیروزی های مقتدرانه ای که این کالیبر در رقابت های ملی ۱۰۰۰ یارد آزاد در Camp Perry بدست آورد، می توان آن را یک کالیبر بسیار خوب Short Action دانست که در شرایط باد در میدان، می تواند برتری قابل ملاحظه ای به تیرانداز بدهد.

مرمی های کشیده و سنگین ۷mm ، همانند Berger’s 180-­grain VLD line را می توان به سرعت های خیره کننده ای در حدود ۳۰۰۰ fps با لوله ۷۰ یا ۷۵ سانتیمتری رساند.  ۷mm SAUM با وجود اینکه شاید راندمان کالیبری چون ۶٫۵ CM را نداشته باشد یا لگد شدیدتر یا عمر لوله ی کمتری هم داشته باشد، اما بدون شک کارایی بیشتری جهت غلبه بر باد خواهد داشت. بعلاوه اینکه در رقابت های Slow fire (مانند F-Class) هم، نه عمر لوله نه لگد بیشتر ، اهمیت زیادی ندراند.

 شرکت Lapua برای سالها با ارائه ی پوکه ی این کالیبر، تیراندازان تشنه ی دقت را قادر به کسب حداکثر دقت و کارایی از کالیبر ۷mm SAUM گردانده است. این کالیبر نسبت به ۷mm WSM (Winchester short magnum) ، دارای بدنه ی پوکه ی (Case body) کوچک تر و راندمان بیشتر ،و نسبت به کالیبر .۲۸۴ Win نیز بزرگ تر و کاراتر می باشد. 

بدون شک می توان این کالیبر را از یکه تازان رقابت های لانگ رنج دانست که عملکرد آن توسط بسیاری از تیراندازانی که آن را می شناسند و به آن علاقه دارند، اثبات گردیده است. بدین ترتیب می تواند گفت، بهترین کارایی ۷mm SAUM در رقابت های ۱۰۰۰ یارد و بالاتر می باشد. تیراندازان رقابت های مسافت متوسط و پایین تر از ۱۰۰۰ یارد، نیاز چندانی به قدرت بالای این کالیبر ندارند.

تیراندازان فواصل بسیار دور، معمولاً به سراغ کالیبرهای بسیار پرقدرتی همچون .۳۳۸ Lapua ، .۳۷۵ Cheytac و .۴۱۶ Barrett می روند. اما با نگاهی به مشخصات بالستیکی ۷mm SAUM برای مرمی ۱۸۰-­grain Berger VLD با سرعت دهانه ۳۰۰۰ fps ، می توان دید که در سطح دریا، سرعت مرمی تا فاصله ۱۷۵۰ یارد، سوپرسونیک باقی می ماند. (نزدیک یک مایل) و در ارتفاع ۵۰۰۰ فوت از سطح دریا که محل زندگی من می باشد، این مسافت فراتر و تا ۲۱۰۰ یارد هم می رسد.

 


کالیبر .۳۰۰ Win. Mag.

سال معرفی : ۱۹۶۳

پوکه ی مادر :  .۳۷۵ H&H

حداکثر مسافت : ۱۶۰۰ یارد

بیشترین استفاده : رقابت های محلی لانگ رنج و رقابتهای امتیازی ۱۰۰۰ یارد

کالیبری همه فن حریف که در هیچ زمینه ای بهترین نیست! معمولاً به این کالیبر به چشم یک کالیبر مسابقه ای و تارگت نگاه نمی شود. با این وجود، انواع مختلفی از مهمات کارخانه ای و حاضر مچ گرید .۳۰۰ Win. Mag. در بازار موجود می باشد. شاید علت این موضوع سوابق استفاده از این کالیبر توسط ارتش باشد که از آن به عنوان کالیبری دوربرد، برای مسافت هایی که کالیبر .۳۰۸ Win در دسترس نبوده و کالیبرهای سنگین .۳۳۸  لاپوا و .۵۰ (۱۲٫۷ میلیمتر) هم ضرورتی نداشته باشند، استفاده می شود.

این موضوع باعث شده تا این کالیبر، انتخاب خوبی برای تیراندازانی باشد که قصد شرکت و کسب تجربه در مسابقات و رشته های مختلف لانگ رنج را دارند. ولی اهمیت چندانی هم به برد و باخت در رشته ای خاص نمی دهند.

عقب نشینی و لگد در این کالیبر بسیار بالاست و عمر لوله هم چندان خوب نیست! و بسیار پرقدرت تر از آن است که به درد رقابت های PRS بخورد مسافت های ۱۰۰۰ یارد و بالاتر به راحتی در دسترس این کالیبر است که موجب می گردد انتخاب خوبی برای رقابت های محلی و متفرقه لانگ رنج در مسافت های متوسط به بالا باشد.

چنانچه نمی توانید یا نمی خواهید که مهمات خود را به صورت هندلودینگ آماده کنید، مشکلی نخواهید داشت! چرا که اکثر شرکت های معتبر ساخت مهمات، حداقل یک لود از این کالیبر و برخی بیشتر از یک لود به صورت مچ گرید مناسب لانگ رنج به صورت آماده به بازار عرضه کرده اند. همانند شرکت های بارنز ، بلک هیلز، نازلر، فدرال، هورنادی، رمینگتون، وینچستر و …

به فرض اینکه یک سلاح .۳۰۰ Win. Mag. مناسب داشته باشید، براحتی می توانید یکی از لودهای کارخانه ای که عملکرد خوبی با سلاح تان داشته باشد را پیدا کنید. البته مثل همیشه، گرفتن بهترین نتایج از هر کالیبری، با هندلودینگ میسر می گردد. ده ها نوع مرمی بسیار عالی و دقیق برای این کالیبر در دسترس می باشند، از Sierra’s legendary 190-­grain MatchKing گرفته تا Hornady’s cutting-­edge 212-­grain ELD Match .

 


Top 6 Long-Range Competition Cartridges

By Joseph von Benedikt

ترجمه : دکتر امین کر 

ویرایش و آماده سازی : صادق قرنجیکی 

آشنایی با تیراندازی F-Class

پایه گذار رشته تیراندازی F-class ، تیرانداز کانادایی آقای George Farquharson (کلمه F در F-class برگرفته از نام خانوادگی ایشان می باشد) است، که در دهه ی ۹۰ میلادی به معرفی و ترویج این رشته از تیراندازی اقدام نمود. ایده ی آقای فارکورسن برای استفاده از رست و دوربین در مسابقه برای جذب بیشتر تیراندازان لانگ رنج بوده که آشنایی بیشتری با دوربین، رست و کیسه های شن (سندبگ) نسبت به شکاف درجه، اسلینگ (Sling) و جلیقه های رایج در مسابقات سنتی تفنگ های High Power داشتند (سلاح هایی با انرژی دهانه ی بیشتر از ۲۰۰۰ فوت بر پاوند ، سلاح High Power محسوب می شود).

در سال ۲۰۰۵ این رشته رسماً وارد مسابقاتNRA ( اتحادیه ملی سلاح های رایفل آمریکا) گردید. مدیر سابق بخش NRA High Power Rife ، خانم Janet Raab  در این زمینه می گوید : ” تیراندازی F-Class به دلیل چالش هایی که در قالبی نسبتاً ساده و مفرح برای تیراندازان لانگ رنج فراهم می کند، بیشترین سرعت رشد را بین کلاسهای مختلف مسابقات High Power دارد.”

اصول تیراندازی F-Class

رقابت های F-class در فواصل ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ یارد و فقط در حالت درازکش (Prone) برگزار می گردند. این رشته شامل دو ماده (کلاس) مسابقاتی F/TR(F-Target Rifle) و F-Open می باشد. 

در کلاس F/TR ، تنها سلاح های کالیبر ۲۲۳ رمینگتون و ۳۰۸ وینچستر (.۲۲۳ Rem و .۳۰۸ Win) مجاز بوده و استفاده از دوپایه ( نه رست های قابل تنظیم جلو) و ریربگ به عنوان رست عقب (ریربگ به کیسه شنی که برای قرارگیری با ثبات انتهای سلاح استفاده می کنند، گفته می شود) مجاز می باشد. حداکثر وزن مجاز برای سلاح با تمامی متعلقات ( دوربین ، دوپایه و … ) ۱۸٫۱۸ پاوند ( ۸٫۲۴۵ کیلوگرم) می باشد.

در کلاس F-Open استفاده از سلاح هایی با هر کالیبر تا حداکثر ۰٫۳۵ (۸٫۸۷ میلیمتر) ، و وزن ۲۲ پاوند ( ده کیلوگرم) مجاز است. عرض بخش جلویی قنداق (بخشی که بر روی رست قرار می گیرد) حداکثر تا سه اینچ مجاز می باشد. می توان از رست قابل تنظیم جلو (با سه پایه) و ریربگ استفاده نمود. استفاده از مازل بریک در هیچ یک از این دو کلاس مجاز نمی باشد.

گاهی تیراندازان F-class را می بینیم که در رقابت های Palma و لانگ رنج نیز شرکت می کنند. هر چند که رقابت های مختص F-class مانند U.S. NRA F-Class National Championships نیز برگزار می گردند.

اغلب رقابت های F-class ، در بردارنده ی یک راند ( یا تعداد بیشتر) ۱۰ تا ۲۰ شلیک، در فواصل ۴۰۰ تا ۱۰۰۰ یارد می باشند. گاهی هم همانند رقابت های Palma برگزار می گردند که شامل سه راند با ۱۵ شلیک رکورد ( با ثبت امتیاز) در هر یک از فواصل ۸۰۰ ، ۹۰۰ و ۱۰۰۰ یارد می باشند.

تارگت های مورد استفاده

در اوایل پیدایش F-class ، تیراندازان این رشته از تارگت های استاندارد NRA MR (mid-range) و NRA LR (long-range) استفاده می کردند. اما به مرور مشخص شد که حلقه ی امتیازی X با اندازه ۱ MOA و حلقه ی امتیازی ۱۰ با اندازه ۲ MOA در این تارگت ها ، برای بسیاری از تیراندازان زبده، آسان می باشند. بدین ترتیب از سال ۲۰۰۷ ، اهداف جدید MR-FC و LR-FC ، با قطر حلقه ی امتیازی X با اندازه ی ۰٫۵ MOA و حلقه ی امتیازی ۱۰ با اندازه ی ۱ MOA ، رسماً به کار گرفته شد. البته ابعاد کلی و رنگ اهداف تغییری پیدا نکردند.

 

شرکت در مسابقات F-Class

شرکت در این رقابت ها و مهم تر از آن “لذت بردن” از این ورزش، هیچ لزومی به هزینه های گزاف برای خرید سلاح تارگت ندارد. برای کلاس F/TR ، هر سلاحی با کالیبر ۲۲۳ رمینگتون و ۳۰۸ وینچستر با دقت قابل قبول و لوله ی ۲۴ اینچ یا بلندتر ، جوابگو خواهد بود.

بسیاری از تیراندازان از سلاح های معمول، ساخت کمپانی های Remington ، Ruger ، Savage یا Winchester با لوله های سنگین ، برای رقابت در این رشته استفاده می کنند. قیمت این سلاح ها معمولاً حدود هزار دلار یا کمتر بوده و قابلیت کسب گروه تیر ۱ MOA در ۱۰۰۰ یارد با مهمات خوب را دارا می باشند.

سلاح های سفارشی F-class معمولاً ترکیبی از یک اکشن (به مجموعه قسمت های هر سلاح که کار بارگزاری فشنگ، آتش و خروج پوکه را انجام می دهند، اکشن گفته می شود. به عبارتی همان کپ و گلنگدن) سینگل شات – بدون خشاب ، یک لوله ی مچ گرید با طول ۲۸ تا ۳۲ اینچ و ماشه ی قابل تنظیم از ۱۲ تا ۳۲ اونس (حدودا از ۳۵۰ تا ۹۰۰ گرم) به همراه قنداق لمینیت، سنتیک یا آلومینیومی می باشند. قنداق های مخصوص کلاس F-Open معمولاً دارای قسمت جلویی (بچه قنداق) عریض سه اینچی با کف صاف و تخت (برای قرار گیری بهتر روی رست همانند قنداق های بنچ رستی) و قسمت عقبی با کف صاف و موازی با محور مرکزی لوله (Bore Axis) برای کنترل بهتر عقب نشینی (لگد) سلاح می باشند.

اغلب سلاح های معمولی ۲۲۳ رمینگتون و ۳۰۸ وینچستر را می توان به راحتی با نصب یک دوپایه، برای کلاس F/TR  بکار برد. برای تبدیل این سلاح ها برای بکارگیری در کلاس F-open نیز می توان از آداپتورهایی مثل آداپتور برند  Sinclair Forend Benchrest Adapter که یک صفه یک اینچی متصل شونده به جلوی قنداق برای ثابت کردن سلاح روی رست جلو می باشد، استفاده کرد. (تیراندازان بنچ رست سالهاست از این مدل آداپتور و صفحات سه اینچی بر روی تفنگ های تارگت استفاده می کنند)

کمپانی Savage ، دو مدل تولید انبوه برای F-class شامل Model 12 F/TR با کالیبر ۳۰۸ وینچستر و Model 12 F با کالیبر ۶٫۵-۲۸۴ Norma عرضه کرده است. هر دوی این سلاح ها دارای اکشن سینگل شات، لوله های سنگین و قطور با جنس Stainless Steel و ماشه های قابل تنظیم خاص کمپانی Savage با نام Accu-Triggers  با قبلیت تنظیم از ۱۶ اونس تا ۲ پاوند (۱۷۰ تا ۹۰۰ گرم) می باشند. قنداق Model 12 F دارای بچه قنداق عریض سه اینچی و قسمت عقبی با کف صاف جهت قرار گرفتن بهتر روی سندبگ می باشد. قیمت هر دوی این مدلها نسبتاً مناسب و از ۱۵۳۸ تا ۱۶۴۸ دلار بوده و هر دو با مهمات لود شده، قابلیت دستیابی به دقت ۰٫۵ MOA را دارا می باشند.

 

کالیبر و مهمات

تمام لودهای F-class یک نقطه ی مشترک دارند : همگی از مرمی های هالوپوینت Hollow Point Boat tail    Match Bullets با ضرایب بالستیک بالا استفاده می کنند. ضریب بالستیک به صورت عددی، معمولاً کمتر از ۱٫۰ که بیانگر عملکرد آیرودینامیکی مرمی است، بیان می گردد. هر چه این عدد بالاتر باشد، توان حفظ سرعت مرمی بهتر و افت و انحراف ناشی از باد، کمتر خواهد بود. به صورت کلی، ضریب بالستیک بین ۰٫۴۵ تا ۰٫۵ و یا بالاتر، سرعت دهانه ی حداقل ۲,۶۵۰ fps ( 807 متر بر ثانیه) برای نگه داشتن سرعت مرمی در محدوده ی فراصوت (Supersonic) تا هزار یارد مطلوب می باشد.

لودهای F/TR برای .۲۲۳ Rem ، غالباً از مرمی های ۷۵ تا ۹۰ گرین با قطر .۲۲۴ اینچ استفاده می کنند. لودهای ۳۰۸ win ، برای F/TR غالباً از مرمی های ۱۷۵ تا ۲۱۰ گرینی کالیبر ۳۰ بهره می برند.

کالیبرهای رایج در F-Open غالباً طیفی از ۶mm ( مانند ۶mm BR ، ۶XC و .۲۴۳ win ) تا کالیبرهای .۳۰ مگنوم می باشند. یکی از محبوب ترین این کالیبرها .۲۸۴-۶٫۵ می باشد که زمانی به عنوان Wild cat محسوب می شدند. با نک داون Neck down (کم کردن اندازه ی سر پوکه برای یک مرمی با کالیبر کوچک تر) ، پوکه ی کالیبر .۲۸۴ win برای مرمی با قطر .۲۶۴ اینچ ساخته می شود. علت محبوبیت این کالیبر را می توان تنوع زیاد مرمی های کالیبر ۶٫۵mm با ضرایب بالستیک بالا، حجم قابل قبول پوکه برای رساندن سرعت مرمی به محدوده ی ۳۰۰۰ fps و عقب نشینی کمتر سلاح نسبت به کالیبرهای مگنوم دانست. البته نقطه ضعف آن نیز ، کاهش عمر مفید لوله به اندازه ی ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ شلیک می باشد.

عملکرد عالی و طیف وسیع مرمی های با کیفیت با قطر .۲۶۴ اینچ ، موجب محبوبیت دیگر کالیبرهایی همچون Swedish ۶٫۵*۵۵  و .۲۶۰ Rem  و ۶٫۵ Creedmoor هورنادی شده است. مهمات کارخانه ای کالیبر ۶٫۵ Creedmoor با مرمی ۱۴۰ gr A-Max و سرعت دهانه ی حدود ۲۹۰۰ fps  با لوله ی ۳۰ اینچی، قابلیت ایجاد گروپ هایی ۰٫۵ MOA یا حتی کمتر را با یک سلاح تارگت دارا می باشند.

دوربین

شاید بتوان گفت، دوربین مورد استفاده در تیراندازی F-Class به اندازه ی خود تفنگ حائز اهمیت می باشد. چرا که برای مورد اصابت قرار دادن هدف، ابتدا باید آن را ببینید.

دوربین های رایج و محبوب بین تیراندازان F-Class ، اغلب دوربین های بسیار با کیفیت و با تیوب ۳۰ میلیمتری یا بزرگ تر ، طبلک های مخصوص تیراندازی تارگتینگ با دامنه ی تنظیمات برد (Elevation) حداقل ۴۰ MOA ، رتیکل های مخصوص تیراندازی تارگت و دامنه ی بزرگنمایی ۴٫۵X-14X تا ۱۲X-42X هستند.

 دوربین های نایت فورس و لئوپولد از رایج ترین دوربین های مورد استفاده تیراندازان در مسابقات F-class هستند. البته سایر برندهای با کیفیت نیز برای این منظور مناسب می باشند. دوربین هایی مانند مارچ ، اشمیت و بندر، سایترون ، دلتا و ورتکس از دیگر برندهای مورد استفاده در این رشته هستند.

دوربین هایی با بزرگنمایی ثابت از ۲۰X تا ۴۵X ، همانند دوربین هایی که دربنچ رست استفاده می شوند نیز در تیراندازی F-class قابل استفاده هستند. این دوربین ها معمولا سبک تر از دوربین هایی با زوم متغیر هستند و در شرایطی که برای رساندن وزن سلاح به حد مجاز کلاس به طور مثال F/TR نیاز به حذف موارد اضافه باشد، ترجیح داده می شوند.

رست و دوپایه

بسیاری از تیراندازان F/TR از دو پایه های بسیار رایج برند Harris استفاده می کنند. برندهایی همچون Sinclair ، Parker-Hale ، Versa-Pod و SEB Joy-pod از دیگر انتخاب های موجود برای تیراندازان می باشند. برای تیراندازان F-Open ، رست جلو معمولاً به شکل یک رست سه پایه همانند رست SEB در مدل های Mini و Neo ، Caldwell ، Sinclair و … می باشد. رست عقب یا همان ریربگ که در هر دو کلاس مشابه است، غالباً به شکل یک کیسه شن بوده که هر چه سنگین تر و قوام محکم تری داشته باشد، بهتر خواهد بود.

با اینکه رست های سه پایه ی جلو بین تیراندازان F-Open بسیار محبوب هستند، هر نوع رست بدون قابلیت تنظیم مکانیکی ، حتی یک پتو یا کاپشن تا شده نیز مجاز می باشد. توجه کنید که استفاده از رست جلو و عقب در F-class ، الزامی نمی باشد و برخی تیراندازان فقط از اسلینگ استفاده می کنند.

تجهیزات و لوازم جانبی

رقابت در F-class ، نیازمند یک سلاح دوربین دار با دوپایه یا رست جلو، عینک و گوشی محافظ ، پرچم ایمنی نشان دهنده ی خالی بودن چمبر سلاح، ریربگ و مهمات می باشد. هر چند تجهیزات جانبی دیگری نیز وجود دارند که می توانند کار را برای تیرانداز، ساده تر کنند. همانند زیرانداز برای تیراندازی، دوربین اسپوتینگ، تایمر، بادسنج دستی.

ابزار بسیار مفید دیگر، دفتری برای ثبت اطلاعات تیراندازی (logbook) همانند دفترهای کمپانی  F-Class book from Impact Databooks ، برای این منظور می باشد که به تیرانداز اجازه ی طرح ریزی هر شلیک به صورت جداگانه و یا با توجه به شرایط غالب لحظه ی شلیک و متعاقباً پیش بینی محل اصابت را می دهد.

 

 

مهارت های F-Class

علاوه بر اجرای بی نقص اصول پنج گانه ی تیراندازی ( نشانه گیری، حفظ ثبات حین نشانه گیری، کنترل تنفس، ماشه کشی و نگه داشتن ماشه بعد از چکاندن) ، بادخوانی مهم ترین مهارت در تیراندازی F-Class می باشد. بادسنج، پرچم های میدان تیراندازی، سراب (Mirage) و حتی خورده علف های روی زمین میدان، برای خواندن وضعیت باد استفاده می شوند.

 با استفاده از جدول بالستیک میزان تنظیمات لازم Windage برای هر مسافتی را بدست آورد. هر چند به دلیل تغییر مکرر سرعت و جهت بادهای جانبی (Cross winds) در ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ یارد و حتی بین دو شلیک متوالی، فقط با تمرین مداوم است که مهارت بادخوانی یک تیرانداز به کمال خود می رسد.

اگر به تازگی وارد این رشته شده اید، نگران نباشید! داوران و دیگر تیراندازان شرکت کننده در رقابت ها، تمام مسائل لازم را به شما توضیح خواهند داد تا اولین تجربه ی F-Class شما، تجربه ای بسیار خوب باشد. چنانچه با تیراندازی High Power ( سلاح های ۳۰۸ ، ۲۷۰و … موجود در ایران ) آشنا باشید، به راحتی می توانید خود را با تیراندازی F-Class تطبیق دهید. مطمئن باشید اولین باری که به سمت هدفی بسیار کوچک که هدف قرار دادن آن ناممکن به نظر می رسد، شلیک کرده و گلوله را به مرکز هدف بنشانید، دیگر F-Class را رها نخواهید کرد.


ترجمه : دکتر امین کر 

ویرایش و آماده سازی : صادق قرنجیکی 

سراب و مواجهه با آن در تیراندازی بنچ رست

پدیده ی سراب و سر و کله زدن با اثرات آن، یکی از دشوارترین و طاقت فرساترین شرایطی است که یک تیرانداز ممکن است در طی یک مسابقه یا تمرین و آزمایش تجهیزات با آن مواجه شود. هر فرد به شکل خاصی سراب را می بیند، از طرفی شرایط یک مسابقه برای هر تیرانداز متفاوت بوده و هر میدان تیراندازی نیز شرایط خاص خود را ایجاب می نماید. سراب ممکن است در تمام طول یک مسابقه وجود داشته باشد و یا اینکه همانند مبحث بادخوانی، شرایط آن در هر لحظه متغیر باشد.

در مواجهه با سراب، همه چیز به کسب تجربه و طرح راهکارهای منطقی بر اساس تجارب و تجهیزات مورد استفاده، برای غلبه بر این پدیده بر می گردد. و هیچ راهکار ساده و آسانی وجود ندارد. در خصوص تجهیزات، به عنوان یکی از مهم ترین فاکتورها، می توان گفت تأثیر متقابلی که هر سلاح و دوربین روی آن، در هر شرایط خاص محیطی و جوی برهم دارند، می تواند خاص خود باشد! دوربین های مورد استفاده در بنچ رست، معمولا بزرگنمایی بالایی دارند { معمولا بزرگنمایی ۳۶ برابر یا بالاتر} که این موضوع هم مزایا و هم معایب خاص خود { در مواجهه با پدیده ی سراب} را دارند. داشتن راهکار مناسب برای مواجهه احتمالی با سراب در طول یک مسابقه، از مواردی است که یک تیرانداز می بایست برای کسب موفقیت های آتی، در نظر داشته باشد.

خوشبختانه در هر دو رشته ی تفنگ ریم فایر و بادی، تعداد زیادی هدف سایتر {قلق} برای استفاده در طی ۲۰ دقیقه، توسط تیرانداز قرار دارد که در مواقعی مانند سراب، برای بررسی نقاط اصابت (POI) کمک کننده می باشند. مشکل اصلی ما محدودیت زمانی ۲۰ دقیقه برای رقابت می باشد که عملاً جایی برای انتظار شرایط مساعد را برای تیرانداز نمی گذارد.

سراب در بدترین حالت خود می تواند به نحوی همانند جریان سریع آب در داخل دوربین به نظر آید و حتی حلقه های امتیازی هم قابل دیدن نبوده و تنها حفره ی نقاط اصابت گلوله دیده شوند!

سراب و تیراندازی بنچ رست 

در مواجهه با سراب و جبران انحراف ناشی از آن نیز، همانند بحث بادخوانی، می بایست روش Aiming off یا همان پیشگیری را بجای کلیک دادن به طبلک سمت (windage) دوربین را مد نظر قرار دهیم. 

 

  1. چرا که در بنچ رست با مسافت های نسبتاً کوتاه سر و کار داریم { بنچ رست ریم فایر و بادی و فواصل ۵۰ و ۲۵ متر}.
  2. رقابت های بنچ رست ریم فایر و بادی، دارای محدودیت زمانی ۲۰ دقیقه می باشند و بنابراین فاکتور “زمان” از پایه های اساسی در بنچ رست محسوب می گردد.
  3. و دلیل دیگر اینکه، شرایط {میدان و محیط} در هر لحظه می تواند تغییر کند.

تجارب و یادداشت برداری های دقیق از تیراندازی در سراب، تیرانداز را قادر خواهد ساخت تا با استفاده از آنها و بر اساس تئوری های مطرح شده در این مقاله، که به صورت اختصاصی برای بنچ رست ریم فایر و بادی تدوین شده است، پیشگیری لازم برای جبران انحراف حاصل از سراب را تعیین و اعمال کند.  

قاعدتا می توان برای جبران انحراف، از کلیک دادن به طبلک دوربین استفاده کرد. اما تجربه نشان داده است که اینکار پیش از آنکه کمک کننده باشد، می تواند موجب سردرگمی تیرانداز گردد.

در بادخوانی و اعمال پیشگیری لازم برای آن، مؤلفه ی هر باد در راستای ساعت ۳ و ۹ در نظر گرفته می شود {به مقالات بادخوانی رجوع شود}، برای سراب هم می توان همین را گفت. با تقسیم فواصل سیستم ساعت به بازه های زمانی کوچک تر مانند ۱۲:۳۰ ، ۱:۳۰ ، ۲:۳۰ و … می توان پیشگیری دقیق تری انجام داد. { برای اطلاعات بیشتر مقاله یپیشگیری در باد را مطالعه نمایید}

البته قابل تکرار است که : صحبت در این رابطه، معمولاً خیلی ساده تر از انجام آنها می باشد! چرا که تشخیص هر تغییر کوچکی در جهت وزش باد، بخصوص تغییرات مرتبط با سراب، اکثراً دشوار می باشد. البته پدیدار شدن امواج و خطوط ثانویه ی گرما در سراب، که به شکل دور شونده در راستای خط عمود حرکت می کنند، نشانه ای آشکار از وقوع تغییر در جهت باد برای تیرانداز می باشد.

مواجهه با سراب

غلبه بر سراب، به دلایل ذکر شده در زیر چه به لحاظ علمی و چه به لحاظ شرایط فیزیکی تیراندازان، کاری دشوار می باشد.

۱- تیراندازان بنچ رست از بادنماها به عنوان شاخص نشان دهنده ی سرعت و جهت باد استفاده می کنند. در واقع برای تشخیص اتفاقاتی که بین تیرانداز و هدف رخ می دهد، متکی بر بادنماها هستند. استفاده از بادنماها چیزی است که بسیاری از ما تیراندازان بنچ رست، با آن تمرین و آموزش دیده ایم و به نحوی می توان گفت، با آن خو گرفته ایم. بنابراین کار بدون بادنما، دشوار خواهد بود.

۲- دیدن سراب به قدرت بینایی فرد بستگی دارد و همیشه هم دیدن آن ساده نیست. سراب اغلب به عنوان “بادی که نمی توانید آن را ببینید”، توصیف می گردد. برای دیدن سراب به دنبال امواجی هستیم که موجب تغییر یا انحراف تصویر هدف در لنز دوربین مان می شود. در صورت دیدن چنین چیزی در یک دوربین با بزرگنمایی بالا، تیرانداز قادر خواهد بود تا سرعت و جهت باد را بر اساس آن تخمین بزند.

۳- شاخص هایی که بادنماها در شرایط سراب در اختیارمان قرار می دهند، همچنان مهم خواهند بود. اما برقراری ارتباط بین داده های بادنماها و سراب ممکن است دشوار باشد. در اینجا سؤال این است که کدام یک از این دو ، تأثیر بیشتری خواهند داشت؟

۴- در نظر داشته باشید که سردرگمی و ناتوانی در مواجهه با سراب، می تواند تأثیر منفی بر روی عملکردتان داشته باشد. پس سعی کنید به درکی اصولی از سراب برسید و از آن برای دستیابی به دقت بیشتر استفاده کنید. البته  مواجهه ی درست با سراب، به شرایط فیزیکی خود تیرانداز هم بستگی خواهد داشت!

علل ایجاد سراب

در بحث سراب، مسئله ی مهم و اصلی  برای برخی ممکن تنها روش غلبه بر آن باشد و نه علل ایجاد آن. البته می توان با جزییات تمام و بر اساس ریاضیات و قوانین فیزیکی به توضیح علل ایجاد سراب و فشار هوای گرم و سرد و شکست پرتوهای نور با عبور از هوای گرم و رقیق و ورود به هوای سرد و با چگالی بالا، بپردازیم. اما تنها نکاتی که در این رابطه، دانستن آنها مهم است، مواردی است که در ادامه می آیند :

– چنانچه زمین و هوای اطراف آن، گرم تر از لایه های بالاتر هوا باشند، پرتوهای نور شکسته و به بیان بهتر به سمت بالا منعکس گشته و موجب جابجایی تصویری می شود که توسط تیرانداز در دوربین دیده می شود.

-چنانچه زمین و هوای اطراف آن، سردتر از لایه های بالاتر هوا باشند، پرتوهای نور شکسته و بیان بهتر به سمت پایین منعکس گشته و موجب جابجایی تصویری می شود که توسط تیرانداز مشاهده می شود.

بنابراین می توان گفت در مواجهه با پدیده ی سراب، در واقع با مفهوم کلمه سراب سر و کار نداریم. آنچه با آن سر و کار داریم، امواج گرما و انعکاس پرتوهای نوری است که در جریان عبور از لایه های هوا با چگالی و سرعت های متفاوت شکسته می شوند. امواج گرما با چشم غیر مسلح و صد البته در یک دوربین با بزرگنمایی بالا، قابل رؤیت هستند. بنابراین شرایط سراب، الزماً شرایطی نامساعد محسوب نمی شود، چرا که می تواند اطلاعاتی بسیار قابل اعتماد از تغییر در شرایط باد را در اختیار تیرانداز قرار دهد.

یک دوربین با بزرگنمایی بالا، قطعاً می تواند حرکات این امواج را نشان دهد. هر وقت در مورد اطلاعات حاصل از بادنماها دچار شک و تردید شدید، بر اساس سراب شلیک کنید! تصویر بالا نشان دهنده ی سرابی می باشد که موجب جابجایی تصویر مشاهده شده توسط تیرانداز، بالاتر از مکانی که واقعاً هست، می گردد. در این مورد، جبران انحراف حاصل، به صورت پیشگیری به پایین خواهد بود.

 

دسته بندی سراب

در اینجا به تقسیم بندی شدت سراب به سه دسته اصلی و جهت سراب به چهار کلاس می پردازیم. اصولی که ذکر خواهند شد، برگرفته از مقاله ای عالی از وبسایت www. southtexas.org مرکز آموزش تیراندازی South Texas Marksmanship Training Center می باشند. مطالب مذکور در این مقاله، مخصوص تیراندازی بنچ رست تفنگ ریم فایر و بادی نگارش شده است. چنانچه در این مطلب، عبارات و جملات بحث اصلی تغییر داده شده یا به صورتی دیگر جهت انتقال بهتر مفهوم اصلی، بیان شده است، عذرخواهی می کنم. اما اصول اصلی مطالب و گفتگو به خوبی و به صورت کاملاً منطقی بیان شده است.

بیایید سراب را بر اساس شدت آن، به سه دسته ی اصلی تقسیم کنیم. همانطور که در دیاگرام زیر می بینید، هر یک از این سه دسته، به لحاظ نحوه ی دیده شدن امواج گرما، ظاهر خاص خود را در دوربین دارند ( این نکته را نیز در نظر داشته باشید که تیراندازان بنچ رست، تمایل به استفاده از دوربین هایی با بزرگنمایی بالا دارند).

انواع سراب ( بر حسب شدت)

سراب خفیف : اغلب در روزهای خنک و شاید کمی ابری که میزان کمتری از نور خورشید وجود دارد، پدیدار می گردد. در این حالت، نور خورشید به اندازه ی کافی زمین را گرم نمی کند و سرابی که در دوربین مشاهده می شود، مجموعه ای از خطوط بسیار نازک و محو می باشند. بنابراین اعواج ایجاد شده در تصویر هدف نیز کمتر خواهد بود ( حداقل اعواج تصویر). این نوع سراب، برای تشخیص تغییرات بسیار اندک در وضعیت باد که نیازمند اعمال تنظیمات جزیی برای جبران انحراف افقی هستند، بسیار کمک کننده می باشد.

میزان انحراف حاصل و جبران آن برای این نوع سراب، عملاً قابل چشم پوشی است.

سراب ملایم : این نوع سراب در روزهایی با شرایط جوی مساعد، با دمای بین ۲۱ تا ۲۴ درجه ی سلسیوس و رطوبت ۴۵ تا ۵۵ درصد پدیدار می شود. سراب در این حالت، به آسانی در دوربین و به صورت امواجی با خطوط کاملاً واضح دیده می شود. اعواج تصویر هدف در این نوع سراب، شروع به پدیدار شدن می کند. هر تغییر محسوس در سرعت باد، نیازمند اعمال اصلاحات برای سراب نیز خواهد بود. این نوع سراب برای تشخیص تغییرات در وضعیت باد و تعیین و اعمال پیشگیری لازم برای جبران انحراف افقی، بسیار کمک کننده می باشد.

سراب سنگین: این نوع سراب در روزهای گرم که دمای هوا به بالای ۲۵ درجه سلسیوس می رسد، دیده می شود. ( با رطوبت بالای ۶۰ درصد). امواج گرمایی مشاهد شده در دوربین به صورت قابل توجهی ضخیم تر و صیال تر به نظر می رسند. اعواج حاصل در تصویر هدف می تواند بسیار زیاد بوده و بسته به سرعت باد، نیازمند اعمال اصلاحاتی به اندازه ی حدوداً ۶ تا ۲۱٫۸ میلیمتر در ۵۰ متر، برای جبران انحراف حاصل باشد. هر تغییر در سرعت باد، نیازمند اعمال اصلاحات متناسب با تغییر رخ داده، توسط تیرانداز خواهد بود.

 

کلاس های متفاوت سراب برای شدت های مختلف

علاوه بر سه دسته ی ذکر شده در بالا برای طبقه بندی انوع سراب (بر حسب شدت)، چهار کلاس متمایز از سراب در هر کدام از این سه دسته ( سراب خفیف، ملایم و سنگین) نیز وجود دارند. بنابراین حداقل ۲۵ وضعیت برای سراب خواهیم داشت که تیرانداز می تواند برای تشخیص تغییرات باد بکار ببرد.

وزش باد، امواج گرمای حاصل از سراب را به صورت عمودی، مورب یا به صورت جانبی (افقی) در اطراف هدف حرکت می دهد. میزان انحراف ( زاویه) خطوط این امواج از راستای عمود، بستگی به سرعت باد ناهمسو Cross wind (صفر تا دوازه مایل بر ساعت) خواهد داشت ( مؤلفه ی افقی باد در راستای ساعت ۳ یا ۹ ).

بر اساس کلاس بندی انجام شده برای سراب، در اینجا می توان سرعت باد را از صفر تا ۱۲ مایل بر ساعت تعیین کرد. همانند تیراندازی در باد شدید، در مورد سراب نیز با افزایش سرعت باد، جبران انحراف حاصل دشوارتر می گردد.

سراب عمودی Boiling Mirage

در این کلاس از سراب، حرکت عمودی خطوط امواج گرما، با وضعیت بادی کالم و یا باد ساعت ۶ یا ۱۲ داریم. این کلاس از سراب نیازمند پیشگیری تیرانداز به سمت پایین، برای اصابت ۱۰X خواهد بود. تیرانداز برای تعیین میزان پیشگیری مورد نیاز، می بایست دسته بندی سراب بر اساس شدت آن (سراب خفیف، ملایم و سنگین) را نیز تعیین کند. در سراب عمودی، امواج گرمای برخاسته ممکن است دچار نوساناتی به چپ یا راست شوند که این امر می تواند نشان دهنده ی لزوم اعمال اصلاحات در راستای افقی (علاوه بر راستای عمودی) باشد. کلید اصلی این موضوع، کسب تجربه است! میزان پیشگیری به چپ یا راست، در صورت وقوع این نوسانات در این کلاس از سراب می تواند سه تا پنج میلی متر باشد.

 

سراب آهسته Slow Mirage

این نوع سراب، دومین کلاس سراب است و زمانی پدیدار می شود که جریانی خفیف از هوا، با سرعت ۱-۳ mph از جهت ساعت ۳ یا ۹ بوزد. خطوط امواج گرما، با کلی زاویه از خط عمود در اطراف هدف دیده می شوند که از جهت ساعت ۷ به ۱ و یا ۵ به ۱۱ حرکت می کنند.

جابجایی این هدف در این کلاس از سراب، نیازمند جبران در هر دو راستای افقی و عمودی خواهد بود. برای جبران انحراف عمودی، همانند سراب عمودی (Boiling)، مرکز رتیکل قدری پایین تر نگه داشته می شود. جبران انحراف افقی نیز نیازمند نگه داشتن مرکز رتیکل « به سمت وزش باد » ، علاوه بر پیشگیری لازم برای دریفت باد خواهد بود.

از آنجاییکه خطوط امواج گرما در سراب، آهسته از ساعت ۷ به ۱ و یا ۵ به ۱۱ حرکت می کنند، زاویه ای به اندازه ی ۳۰ درجه، با راستای عمودی تشکیل می دهند. با توجه به این موضوع، مقادیر این انحرافات (عمودی، افقی و انحراف کلی مشاهده شده) را می توان بر اساس مثلثات، به صورت زیر محاسبه کرد :

P = انحراف کلی مشاهده شده

V = انحراف عمودی

H = انحراف افقی

پس داریم :

V = D Cos (30°) = ۰٫۸۷ * D = 12.7mm at 50m

و

H = D Sin (30°) = ۰٫۵۰ * D = 7.3mm at 50m

البته می بایست اعداد بالا را به عنوان تخمینی منطقی برای تفنگ ریم فایر و بادی قلمداد کرد و نه مقادیری مطلق! { توضیح متجرم : محاسبات و اعداد بالا ، با توجه به جدول MOA همین مقاله، مربوط به سراب ملایم آهسته می باشند}.

 

سراب متوسط ( Medium Mirage )

دومین کلاس از بین انواع سراب، سراب متوسط می باشد. این نوع سراب زمانی پدیدار می شود که سرعت باد به صورت نسیمی ملایم، به ۴-۷mps در راستای ساعت ۳ یا ۹ برسد. در این حالت زاویه ی خطوط امواج گرما با راستای عمود افزایش پیدا کرده و جهت حرکت آنها از ساعت ۸ به ۲ یا ۴ به ۱۰ خواهد بود. سراب متوسط نیز نیازمند جبران انحراف در هر دو راستای عمودی و افقی و البته مقادیری متفاوت از سراب آهسته خواهد بود. به دلیل افزایش زاویه ی خطوط امواج گرما، از ۳۰ درجه به ۶۰ درجه، خواهیم داشت :

V = D Cos (60°) = ۰٫۵۰ * D = 7.3mm at 50m

و

H = D Sin (60°) = ۰٫۸۷ * D = 12.7mm at 50m

در اینجا نیز می بایست اعداد بالا را به عنوان تخمینی منطقی برای تفنگ ریم فایر و بادی قلمداد کرد. ( برای درک بهتر، رجوع شود به مبحث استفاده از بادنماها، قسمت ارزش های باد)

با رجوع به کلاس ۵۰ متر ریم فایر و در نظر گرفتن ۲۱٫۸ میلیمتر انحراف کلی حاصل از سراب سنگین ، می توان گفت، میزان انحراف عمودی ناشی از سراب سنگین-متوسط می تواند تا ۰٫۷۵ MOA معادل ۱۰٫۹mm و انحراف افقی تا ۱٫۳۱ MOA معادل۱۹٫۱mm باشد. بنابراین پیشگیری به سمت پایین بوده و مقدار مورد نیاز برای جبران انحراف افقی، به میزان پیشگیری لازم جهت جبران دریفت باد، افزوده می شود.

{توضیح مترجم : در مقاله ی اصلی به این صورت بیان شده، تجربه نشان داده است که میزان انحراف کلی حاصل از سراب سنگین، حدود ۱۵ MOA می باشد، پیشگیری عمودی لازم برای سراب سنگین – آهسته ۱٫۳۱ MOA و به عبارتی ۱٫۲۵ MOA می باشد. میزان پیشگیری افقی لازم نیز ۰٫۷۵ MOA – ¾ می باشد. این اعداد برای سراب سنگین- متوسط به صورت پیشگیری عمودی ۰٫۷۵ MOA و پیشگیری افقی ۱٫۲۵ MOA خواهد بود}

 

 

سراب سریع Fast Mirage

چهارمین کلاس سراب، سراب سریع است و زمانی دیده می شود که سرعت باد به ۸-۱۲mph در راستای ساعت ۳ یا ۹ برسد. خطوط امواج گرما تنها به صورت افقی در اطراف هدف حرکت می کنند و جابجایی تصویر حاصل نیز فقط در راستای افقی خواهد بود.بنابراین سراب سریع، تنها نیازمند جبران انحراف در راستای افقی می باشد. سرعت باد بالاتر از ۱۲ مایل بر ساعت، به صورت امواج کشیده و نازک دیده می شوند که شروع به پدیدار شدن در بین خطوط امواج اصلی سراب می کنند.

 

 


تأثیر سراب در ۵۰ متر ریم فایر

یک سراب سنگین را در طول یک مسابقه در نظر بگیرید. در ابتدا باد با سرعت ۱-۳mph (سراب سنگین-آهسته) شروع به وزیدن می کند و به ۴-۷mph (سراب سنگین-متوسط) می رسد. میزان اصلاحات لازم برای جبران انحراف عمودی حاصل از سراب سنگین-آهسته، معادل ۱٫۲۵ MOA برابر با ۱۸٫۲ mm و برای جبران انحراف افقی ۰٫۷۵ MOA برابر ۱۰٫۹ mm خواهد بود. با افزایش سرعت باد در طول مسابقه، تصویر سراب از سراب سنگین-آهسته به سنگین-متوسط در می آید که در این صورت برای جبران انحراف افقی سراب سنگین-متوسط می بایست ۰٫۵ MOA معادل ۷٫۳ mm به میزان پیشگیری افقی که برای سراب سنگین-آهسته انجام داده بودیم، اضافه کنیم تا به میزان مجموع ۱٫۲۵ MOA برسد. برای تعیین پیشگیری عمودی نیز به همین شکل عمل می کنیم.

تصویر حاصل که نشان دهنده ی (سراب سنگین- متوسط) تنها ۰٫۷۵ MOA ، انحراف عمودی می باشد. پس مرکز رتیکل را به اندازه ی ۰٫۵ MOA بالاتر از حالت قبل نگه می داریم. همانطور که می بینید، تبحر در این امر نیازمند تمرینات ذهنی توسط تیرانداز نیز می باشد.

 

تأثیر سراب در ۲۵ متر تفنگ بادی

اثر یک سراب سنگین را در طول یک مسابقه در نظر بگیرید. در ابتدا باد با سرعت ۱-۳ mph (سراب سینگین-آهسته) شروع به وزیدن می کند و به ۴-۷mph (سراب سنگین-متوسط) می رسد. در سراب آهسته، میزان پیشگیری لازم برای جبران انحراف عمودی ۱٫۲۵ MOA معادل ۹٫۱ mm و برای جبران انحراف افقی ۰٫۷۵ MOA معادل ۵٫۵ mm خواهد بود. با توجه به افزایش سرعت باد در طول مسابقه، سراب سنگین-آهسته به سراب سنگین-متوسط تبدیل می شود. در این صورت برای جبران انحراف افقی سراب متوسط-سنگین می بایست ۰٫۵ MOA معادل ۳٫۶ mm به میزان پیشگیری افقی سراب سنگین-آهسته اضافه کنیم تا مجموع ۱٫۲۵ MOA حاصل شود.

درخصوص تعیین پیشگیری عمودی هم به همین شکل عمل می کنیم. در واقع در سراب سنگین-آهسته، مرکز رتیکل ۱٫۲۵ MOA معادل ۹٫۱ mm ، پایین تر نگاه داشته می شود. اما با افزایش سرعت باد به ۴-۷mph ، تصویر حاصل نشان دهنده ی تنها ۰٫۷۵ MOA معادل ۵٫۵ mm انحراف عمودی می باشد. بنابراین رتیکل را به اندازه ی ۰٫۵ MOA معادل ۳٫۶ mm بالاتر از حالت قبل می آوریم.

همانند اطلاعات قبلی، این اعداد نیز “تخمین های منطقی” هستند که البته می توانند پایه و اساس خوبی برای شروع جمع آوری اطلاعات دقیق تر باشند. این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که اکثر تحقیقات در خصوص سراب، توسط سلاح های سنترفایر و در فواصل دور انجام شده اند.

 

 

فاکتورهای اصلاح

جدول زیر نشان دهنده ی فاکتورهای اصلاح برای جبران انحراف تصویر حاصل از سراب بر حسب MOA می باشد که می تواند برای هر تیراندازی کمک کننده باشد. البته در نظر داشته باشید که “شدت” سراب رؤیت شده می تواند بسته به بینایی فرد، متفاوت باشد. بنابراین پیشگیری انجام شده نیز متفاوت خواهد بود. این جدول برگرفته از مقاله ای است که پیش تر مطرح کردیم و حاصل اطلاعات جمع آوری شده از تیراندازان باتجربه می باشد. تمام اعداد مذکور نیز “تضمین هایی” نسبتاً دقیق هستند که می بایست بسته به جغرافیای محل تیراندازی و بینایی تیرانداز تعدیل گردند.

در انتها به خاطر داشته باشید :

سه دسته ی سراب = مرتبط با چگالی امواج گرما = تعیین دسته ی سراب متوسط مشاهده ی چگالی خطوط سراب (نازک، معمولی، ضخیم)

چهار کلاس سراب : مرتبط با سرعت زاویه ی سراب = تعیین کلاس سراب متوسط مشاهده ی جهت و زاویه ی حرکت خطوط سراب

 


تمرین هایی برای مواجهه با سراب

تمرین ۱

ایجاد سراب مصنوعی

این کار می توان با تعبیه ی یک منبع حرارت در زیر هدف که هوای گرم حاصل از آن با ارتفاع گرفتن، خنک تر می شود، انجام داد. یک راه ساده برای انجام اینکار ( البته اگر شرایط و قوانین میدان تیراندازی اجازه دهد) استفاده از یک صفحه ی فلزی بر روی یک شمع کوچک می باشد.

تمرین ۲

تخمین میزان پیشگیری

با استفاده از چارت MOA ، به تخمین میزان پیشگیری لازم برای جبران انحراف ناشی از کلاس های مختلف سراب،  برای ۲۵ متر تفنگ بادی بپردازید.

تمرین ۳

یادداشت برداری شخصی برای دسته بندی سراب

در طول تمرینات تیراندازی ، مشاهدات خود را از الگوهای سراب در یک دفترچه ثبت کنید. کلاس های سراب را می توانید با رسم خطوط مواج و دسته بندی آن را نیز با حروف H ، I ، L ( مخفف های L:Light, I:Intermediate , H:Heavy) نشان دهید.

 

ابزار کمکی برای کاهش تأثیر سراب

شیلد سراب Mirage Shield

این شیلد یا صفحه در واقع نواری است که در طول لوله و بر روی آن قرار می گیرد و معمولاً شکلی مقعر دارد که موجب انعکاس امواج حرارت برخاسته از لوله می گردد و بنابراین مانع از تداخل این امواج با تصویر رؤیت شده در دوربین می گردد.

بوسترهای اپتیکال Optical Booster

این ابزار از پلیمر های خاصی ساخته می شوند که طبق گفته ی سازنده، اول موجب کاهش تأثیر سراب در جابجایی تصویر هدف می گردد، دوم اینکه به تیرانداز امکان دیدن بهتر امواج گرمای حاصل از سراب را می دهد. ( تا برای تخمین بهتر و دقیق تر سرعت و جهت باد استفاده شود). سوم اینکه در طی سراب ، تفاوت چگالی لایه های هوا را بهتر نشان دهد. همچنین بوسترهای اپتیکال میزان زوم را نیز به صورت قابل توجهی افزایش می دهند.

لنز شید Scope Lens Shade

کار اصلی این ابزار، محافظت در برابر انعاس شدید نور خورشید می باشد (همان سان شید Sun Shade سر دهانه لنز شی دوربین ها). اما می توان به صورت سفارشی و یا با اتصال چند لنز شید به یکدیگر ، طول خاصی از آن را ایجاد کرد تا به شکلی دیگر کار شیلدهای میراژ را انجام دهد.


نویسنده : کارل بوسول 

ترجمه : دکتر امین کر 

ویرایش : صادق قرنجیکی 

بادنمای گوی دار

ویژگیهای بادنمای بنچ رست

این مقاله ترجمه ای از نوشتار آقای Rich Graham از تیراندازان موفق بنچ رست سنترفایر می باشد. در مقالات قبلی مرتبط با بادنما و استفاده از این ابزار مهم تیراندازی بنچ رست، به خصوصیات کلی بادنما، مهارت های استفاده از بادنما و همینطور تجربیات بادخوانی در تفنگ بادی و ریم فایر پرداختیم. در این مقاله نیز به خصوصیات یک بادنمای مناسب برای بنچ رست، اجزای مختلف آن، چیدمان و نحوه ی بکارگیری بادنما پرداخته شده است. آشنایی با دیدگاه های مختلف از یک موضوع می تواند به ما در رسیدن به یک تکنیک و استراتژی شخصی برای انتخاب بادنما و تکنیک بادخوانی کمک کننده باشد. آقای ریک گراهام سعی کرده تا ویژگیهای بادنما را از نظر تجربیات خود بیان کند. 

درباره نویسنده Rich Graham

من در طول ۱۵ سال گذشته، در حال طراحی، ساخت و عرضه ی بادنماهای بنچ رست (Graham Wind Flags) بوده ام، بر اساس تجاربی که در این مدت کسب کرده ام، نظرات قابل استنادی در خصوص ویژگیهای یک بادنمای خوب ارائه نموده ام. با این حال بهتر است بگویم که خود را در هیچ زمینه ای، متخصص نمی دانم. در بنچ رست برای انجام هر کاری ، راه های مختلفی وجود دارد و مطالب ارایه شده در این مقاله، تنها نقطه نظرات شخصی و نکاتی است که در گذشته برای من کارآمد بوده اند.

نکته ای که تیراندازن تازه کار بنچ رست به سرعت به آن پی می برند، این است که میزان جابجایی گلوله توسط باد، بسیار بیشتر از آن است که تصور می کرده اند. ماهیت و بنیان بنچ رست، تلاش برای کنترل تأثیر باد بر گلوله می باشد که توسط خواندن اطلاعات فراهم شده توسط بادنماها و جبران انحراف حاصل با اعمال اصلاحات لازم در نقطه ی نشانه روی (Aiming Point) ، انجام می گردد تا تمام گلوله ها در یک حفره جای گیرند!

ویژگی هایی که یک بادنما باید داشته باشد

مهم ترین ویژگی بادنمای بنچ رست، طراحی آن از حیث قابلیت خواندن بادنما می باشد. تفاوت های زیادی در طرح های بادنما وجود دارند که می تواند بر مؤفقیت یک تیرانداز بنچ رست، تاثیرگذار باشند. سالها پیش که برای اولین بار ایده ی ساخت یک بادنما را آغاز کردم، به همراه دوستم Del Bishop ، طرح ها و ایده های خود را رد و بدل می کردیم. Del یک سازنده موفق مرمی (Bullet) بود که البته به حوزه ها و موضوعات دیگر بنچ رست نیز علاقمند بود. 

روزی شانس تیراندازی در یک مسابقه در کنار  Del را پیدا کردم. ( همیشه تیراندازی در کنار Del برایم نکات ارزشمندی دارد). در آن روز ، او آخرین طرح بادنمای خود را آورده و در حدود ۱۵ یاردی جلوی میزها قرار داده بود. این بادنما دارای دو باله و یک ملخ کوچک و بسیار سبک در بخش جلویی و یک روبان از جنس نوارهای بادبانی بود. اولین چیزی که متوجه آن شدیم، حرکت آشفته و سراسیمه بادنما بود که در یک جهت خاص قرار نمی گرفت و سرگردان بود. در واقع قابلیت خوانده شدن نداشت.

بررسی میدانی بادنما

زمانی که برای بررسی بادنما از نزدیک رفتیم، دنباله ی بادنما را جدا کرده و در این زمان بادنما شروع به چرخیدن به دور خود کرد. تنها چیزی که مانع ثبات حرکتی بادنما می شد ، نیروی مقاومت هوا در دنباله ی بادنما بود. علت این موضوع، توزیع وزنی بادنما و محل نقطه ی چرخش (Pivot point) بادنما بود که این توزیع وزنی را  ایجاد می کرد. نقطه ی چرخش بادنمای Del درست در وسط طول کلی بادنما واقع شده بود که موجب می شد تا باد، تأثیر یکسانی در قسمت جلو و عقب بادنما ایجاد کند. این موضوع موجب سرگردان بودن و استقرار نیافتن آن در یک جهت خاص می شد ( البته برخی این حالت سرگردان بادنما را به حساب حساسیت زیاد بادنما می گذارند).

قابلیت خوانش بادنما 

اینجا بود که فهمیدم چه ویژگی به یک بادنما، قابلیت خوانده شدن می بخشد. به صورت خلاصه می توان گفت بادنما می بایست به شکلی باشد که بخش بزرگی از نیروی باد، به قسمت عقب آن وارد شود. در واقع خواندن هر بادنمایی که نقطه ی چرخش آن در میانه ی طول کلی بادنما باشد، دشوار خواهد بود. ترجیح من بادنمایی است که نقطه ی چرخش آن در یک سوم جلویی قرار گرفته باشد. این حالت اهرم فشار قابل توجهی به باد در قسمت عقبی بادنما ( جایی که می بایست) می دهد و موجب می شود بادنما بدون حرکت و چرخش های اضافه و سایر رفتارهای نامناسبی که در برخی طرح ها دیده می شوند، دقیق و به سرعت در جهت وزش باد قرار گیرد. این ویژگی، نقطه ی اشتراک مؤفق ترین طرح های بادنما در بیست سال گذشته می باشد.

پس بار دیگر می توان گفت، قابلیت خوانده شدن بادنما، مهم ترین ویژگی بادنما است که می بایست مد نظر قرار گیرد. با توجه به این نکته چندی از ویژگیهای بادنما که مرتبط با این خصوصیت می باشند را بررسی می کنیم.

هر رنگ در بادنما، معنی خاصی دارد …

( توضیح : موارد مطرح شده در این بخش در خصوص بادنماهای Graham و ملخ های Daisy شکل است )

  • دیدن رنگ سیاه گوی یا پروانه ی بادنما : باد موافق ساعت ۶
  • دیدن رنگ سفید گوی یا زرد پروانه ی بادنما، باد مخالف ساعت ۱۲
  • دیدن رنگ سبز باله : باد راست به چپ
  • دیدن رنگ نارنجی باله : باد چپ به راست

من ترجیح می دهم که روبان انتهایی بادنما، رنگ صورتی یا زرد داشته باشد تا با رنگ دیگر اجزای بادنما متفاوت باشد.

قابلیت رؤیت بودن بادنما

امروزه رنگ های بسیار روشن پلاستیکی در دسترس هستند که می توانند برای تیراندازی در رقابت های بنچ رست بسیار مفید واقع شوند.

شکل باله 

ترجیح من در این مورد، باله های مستطیل شکل است. هر چند ممکن است جذاب به نظر نرسند. اما بهترین کارایی را دارند. در طول سالهای گذشته از اشکال مختلفی برای باله های بادنما استفاده کردم، اما بین تمام این طرح ها، باله های مستطیل شکل، واضح ترین دید را برای بررسی زاویه ای که بادنما نشان می دهد، در اختیارم گذاشته است. خواندن زاویه بادنما با باله هایی که زوایا و منحنی هایی در ساختار خود دارند، ممکن است کمی گیج کننده باشد.

چنانچه باله ی مستطیل شکل با ابعاد کاملی مشاهده می شود، یعنی باد ناهمسوی کامل ( ساعت ۳ یا ۹) داریم. چنانچه نیمی از ابعاد کامل باله مشاهده شود، یعنی باد با ارزش ¾  ( ساعت ۲ به ۷) داریم. بدین ترتیب با نگاهی سریع به شکل و سایز باله و رنگ آن به سرعت می توان به زاویه ی وزش باد و بادهای مخالف یا موافق پی برد.

 

کدام بهتر است، بادنمای گوی دار یا ملخی؟

تفاوت هایی بین این دو طرح وجود دارد، اما مسئله ی اصلی در این مورد، ترجیح تیرانداز می باشد. در برخی طرح های بادنمای پروانه دار ( ملخی)، دیدن بادهای مؤافق (۸ تا ۴) و مخالف(۲ تا ۱۰) آسان تر می باشد چرا که تیرانداز روبان را در جلوی پروانه یا عقب آن می بیند. هر چند بادنماهای دارای گوی سیاه و سفید هم بخوبی، بادهای موافق و مخالف را نشان می دهند و به نوعی برتری بادنماهای ملخ دار در این مورد را خنثی می کنند! برخی تیراندازان از بادنماهای پروانه ای برای خواندن سرعت باد استفاده می کنند. این حالت اطلاعات خوبی را بخصوص در مورد سرعت بادهای موافق یا مخالف که دیدن روبان دشوارتر است، در اختیار تیرانداز قرار می دهد.

نقش ملخ ها در بادنمای ملخ دار Daisy

در طراحی بادنمای پروانه ای که من دارم، پروانه یا ملخ، نقش نشانگر ثانویه ی سرعت را دارد که اندکی پس از بلند شدن روبان بادنما، شروع به چرخیدن می کند. پس چرخش پروانه یعنی اینکه باد بیشتر از زمانی است که تنها روبان ها بلند شوند. در بادنمای گوی دار تنها یک نشانگر برای سرعت باد وجود دارد و آن روبان می باشد. بادنماهای پروانه ای معمولاً نیروی بیشتری را از باد به خود جذب می کنند و چنانچه پایه های بادنما بخوبی روی زمین تثبیت نشده باشند، ممکن است توسط باد سقوط کنند. (رانده شوند). در حالیکه در بانمای گوی دار، باد تنها حول گوی جریان پیدا می کند و بادنمای گوی دار نیروی قابل توجهی برای رانده شدن می طلبد.

از چه بادنمایی استفاده می کنم ؟ 

من از بادنمای گوی دار استفاده می کنم، بدلیل احساس آرامشی که با نگاه به بادنمای گوی دار به من دست می دهد، آن را ترجیح می دهم! هر چند ممکن است خنده دار به نظر بیاید! اگر یک ست از بادنمای گوی دار را درست در کنار یک ست بادنمای پروانه دار قرار دهید، به نظر خواهد رسید که گویی باد بیشتری بر روی بادنمای پروانه دار جریان دارد! بادنماهای گوی دار به آرامی همراه با باد چرخیده و روبان هایشان افت و خیز می کنند. اما دقیقاً در کنار آنها، بادنماهای پروانه دار را خواهید دید که با همان شرایط بادی، پروانه هایشان به سرعت می چرخند. احساس آرامشی که بادنماهای گوی دار می دهند، برای من ارزشمندتر می باشد. خصوصاً زمانیکه که مسئول میدان اعلام می کند، “یک دقیقه باقیمانده” و تنها یک شلیک باقیمانده داشته باشید!

همانطور که پیش تر گفتم، انتخاب نوع بادنما (ملخی یا گوی دار) بیشتر ترجیح و سلیقه ی تیرانداز است. وقتی به میدان تیراندازی رفتید، نگاهی به هر دو مدل بادنما داشته باشید. هر دوی آنها کارشان را به خوبی انجام می دهند و بستگی به شما دارد که کدامیک را بیشتر می پسندید!

روبان بادنما و جنس آن

امروزه بیشتر تیراندازان از نوارهای نقشه برداری به عنوان روبان بادنما استفاده می کنند. و توصیه ی من نیز همین است. چرا که اگر به نقاط دیگری سفر کنید و با بادنمای شخص دیگری هم تیراندازی کنید، به احتمال زیاد از این نوع نوار برای روبان بادنما استفاده کرده باشد. اگر شما هم به این نوع روبان عادت کرده باشید، این موضوع یک برتری و امتیاز محسوب می شود.

نوارهای نقشه برداری حساسیت بیشتری دارند و جزییات بیشتری را از باد نشان خواهند داد. نوارهای بادبانی (این نوارها که توضیح آن در ابتدای مقاله داده شد، در دو وزن ۷۵/۰ و ۱٫۵ اونسی موجود می باشند که جهت استفاده در بادنما، وزن ۱٫۵ اونسی ترجیح داده می شود) حساسیت کمتری دارند ولی به صورت کنترل شده تری حرکت می کنند. معمولا عرض بزرگ تری دارند و روشن تر هستند، در نتیجه قابلیت دید بهتری به تیرانداز می دهند.

 

محل و فواصل چیدمان بادنماها

شخصاً و به صورت کلی، بادنماها را در فواصل یکسانی از ۱۵ یاردی جلوی میز تا ۱۵ یاردی جلوی اهداف، می چینم. هر چند که هر میدان تیراندازی، ویژگیهای خاص خود را دارد و ممکن است چیدمان خاص خود را بطلبد. در صورت وجود هر انسداد یا دریچه ای که موجب تغییر در جهت باد می شوند، قطعا نیازمند نصب یک بادنما در این محل ها خواهیم بود. در اکثر میادین تیراندازی، خاکریز وجود دارد و از محل هایی است که نیاز به تعبیه ی بادنما برای نشان دادن رفتار باد در اطراف آنها دارند.

وضعیت خاص دیگری که گاهی ممکن است پیش بیاید، وزش باد مؤافق در خطوط تیراندازی است که بخش های پشتی میزها مسدود باشند. در این حالت، بادهای مؤافق با گذر از بخش پشتی و بالای میزها، درست به جلوی آنها سرازیر می شوند. بنابراین بهتر است در این موارد بادنمایی نزدیک تر به میز، برای بررسی این حالت نصب گردد.

همانطور که گفتیم هر میدان، خصوصیات خاص خود را دارد و با توجه به ویژگی های میدان، چیدمان بادنماها را متناسب با آن انجام دهید. در میدانی که برای اولین بار تیراندازی می کنید، نگاه کردن به چیدمان افراد محلی ( تیراندازانی که در آن میدان یا باشگاه تیراندازی می کنند) آن میدان نیز می تواند کمک کننده باشد.

روش های مختلف چیدمان بادنما 

روش های مختلفی برای چیدمان بادنماها وجود دارند، رایج ترین آنها شروع از زیر هدف به سمت میز به صورت یک خط مستقیم می باشد. روش من، چیدن بادنماها در خطی است که از هدف تا سمت چپ میز ادامه دارد تا به این روش، قابلیت دیدن همه ی آنها وجود داشته باشد (توزیع قیفی شکل). همچنین دوست دارم اندکی فاصله ( ارتفاع) به صورت عمودی بین بادنماها وجود داشته باشد که امکان دیدن جداگانه ی هر کدام از بادنماها را داشته باشم.

اما بسیاری از تیراندازان، دقیقاً برعکس عمل می کنند و سعی دارند با هم سطح کردن همه ی بادنماها، تا جاییکه می توانند، بادنماهای قابل رؤیت بیشتری در دوربین داشته باشند. روش های مختلف را امتحان کنید تا روش متناسب با خود را پیدا کنید. اما یکی از قوانینی که می بایست در نظر داشته باشید این است که ارتفاع بادنماها، نباید بلندتر از خطی باشد که لبه ی بالایی میز را با قاعده ی اهداف وصل می کند. چنانچه ارتفاع بادنماها بلندتر از لبه ی میزها باشد، مسئول میدان می تواند بادنمایی که بلندتر است را بر روی زمین بخواباند. بدین ترتیب بادنمایی در آن فاصله نخواهید داشت!

تعداد بادنماها 

رایج ترین تعداد مورد استفاده برای ۱۰۰ یارد، چهار عدد و برای ۲۰۰ یارد، دو عدد اضافه می شود. برخی از تعداد بیشتر و برخی از تعداد کمتری استفاده می کنند. ولی رایج ترین تعداد همین ها هستند. ( توضیح : تعداد گفته شده مربوط به تیراندازی بنچ رست سنترفایر و روش گروه تیر می باشد) 

کدام بادنما مهم تر است ؟

پاسخ مفید و مختصر این سؤال ، “همه ی آنهاست!” گاهی در اینترنت مطالبی می بینم که می گویند، مهم ترین بادنماها، آنهایی است که به میز نزدیک تر هستند. تئوری آنها این است که اگر گلوله در این قسمت منحرف شود، باقی مسیر را با این انحراف ادامه داده و موجب افزایش قابل توجه اندازه گروه تیرها می گردد. از طرفی هم می توان اینگونه گفت که هر چه گلوله به پیش می رود از سرعت آن کاسته می شود و شاید انحراف بیشتری ناشی از باد را متحمل گشته و این موضوع، بادنماهای انتهایی مسیر را مهم تر می سازد. کدام درست است !؟

بنابر تجربه ی من، توجه بیشتر به یک بادنما باعث می شود که تیرانداز از بادنماهای دیگر ضربه بخورد! این موضوع زمانی اتفاق می افتد که تیرانداز یکی از بادنماها را به عنوان بادنمایی که تأثیر بیشتری بر روی نتایج می گذارد، انتخاب و یا بادنمای خاصی را به عنوان بادنمایی که تأثیر خاصی بر روی محل برخورد پرتابه ندارد، انتخاب نماید. تا اینکه همان بادنما تأثیر خود را در زمان تیراندازی بر خلاف نظر تیرانداز بروی نتیجه نشان خواهد داد!

 

چگونه در ۷ دقیقه، یک گروه تیر خوب در باد بگیریم؟

گفتن بایدها و نبایدها در بادخوانی، کاری دشوار است. هر شرایط جوی و آب و هوا، ویژگیهای خاص خود را دارد و تیرانداز باید در زمان تیراندازی، خود را با شرایط وفق دهد. در اینجا برخی از مواردی که بسته به شرایط می توانند کمک کننده باشند را ذکر می کنیم.

به صورت کلی، شلیک های خود را در شرایط مشابه انجام دهید. ( البته گفتن آن ساده تر از انجام دادنش است! منظور شلیک در الگوهای بادی یکسان یا سرعت و جهت و زاویه یکسان باد است). قبل از شروع مسابقه، بادنماها را بررسی کنید و ببینید کدام الگوی باد که برای مدت زمان کافی تداوم دارد، را می توانید برگزینید.

الگوی باد تناوبی 

گاهی وزش باد الگوی تناوبی به خود می گیرد و الگوهای آن تکرار می گردند که می بایست از این حالت استفاده کنید. اگر خوش شانس باشید، شاید بتوانید سه شلیک را قبل از اینکه شرایط باد تغییر کند، انجام دهید. سپس صبر کنید تا همان الگو ، شاید طی دو یا سه دقیقه ی بعدی تکرار گردد و شلیک های باقیمانده را انجام دهید. چنانچه الگوی مد نظرتان طی این زمان برنگردد، از سایتر استفاده کنید تا پیشگیری لازم برای هدایت شلیک های باقیمانده در گروه تیر خود را در شرایط جدید باد بدست آورید.

الگوی باد یکنواخت با تغییر متناوب سرعت 

گاهی شرایطی ایجاد می شود که باد غالباً از یک جهت خاص می وزد و تنها سرعت آن تغییر می کند، می توانید با بلند شدن روبان میزان پیشگیری را بیشتر و با خوابیدن آن، میزان پیشگیری را کمتر کنید. این روش در برخی موارد می تواند بسیار مؤثر واقع شود.

الگوی باد متغیر 

در شرایطی که بادنماها، جهات مختلف را نشان می دهند، کار دشوار می گردد. در شرایط اینچنینی، شلیک به سایترها تقریباً بی معنی می شوند. چرا که شرایط باد، طی زمانیکه از هدف سایتر به هدف امتیازی بازمی گردید، به سرعت تغییر کرده و متفاوت خواهد بود. تنها کاری که می توانید در این شرایط انجام دهید، این است که بهترین حدسی که احساس می کنید جواب خواهد داد را استفاده کنید! باقی کار را به شانس بسپارید.

توجه به بادنماهای رقبا

هیچ وقت از بادنمای تیراندازان میزهای کناری غافل نشوید. چرا که نشان دهنده ی تغییراتی هستند که هنوز به خط تیراندازی شما نرسیده اند. بسیاری مواقع ممکن است برایتان پیش آمده باشد که تا ماشه را می چکانید، یکی از بادنماها شروع به چرخیدن می کند و شلیک شما از گروه تیر منحرف می شود! مواردی اینچنینی با اندکی توجه به بادنماهای تیراندازان کناری، قابل اجتناب و پیشگیری می باشند.

آرام و صبور باشید، به دنبال الگوها در باد بوده و حداکثر استفاده از شرایطی که میدان تیر در اختیارتان گذاشته را داشته باشید.

 

جمع بندی

بادخوانی برای من پیش از آنکه یک علم و مهارت تکنیکی باشد، هنر محسوب می شود که همانند هر هنر دیگری، تنها با تکرار و تمرین بدست می آید. آموختن آن زمان بر بوده گاهی هم ممکن است خسته کننده باشد. اما با مداومت در فرآیند تمرین و یادگیری، مهارت های بادخوانی شما کم کم افزایش خواهد یافت. تا زمانیکه یک روز می بینید که همه چیز در میدان تیراندازی، مطابق با میل تان پیش می رود.

مهم ترین مسئله در این مورد، صرف زمان برای تیراندازی با بادنماها، ترجیحاً در مسابقه و تمام جلسه های تمرینی می باشد( این کار دشوار است ولی برای پیشرفت در تیراندازی شما ضروری است). تیراندازی در مسابقه، راهی برای افزایش تمرکز و سرعت عمل می باشد. تمرین با بادنما به شما کمک می کند تا طی زمان کافی، اطلاعات لازم برای تیراندازی مؤفق را ذخیره کنید و تیرانداز زبده تری شوید.

صبور باشید، به ندرت پیش آمده که تیراندازی همان اول کار، شروع به بردهای متوالی کند! حتی توصیه می کنم نگران برد و باخت هم نباشید. فقط کار کنید و از تیراندازی لذت ببرید و باقی مسائل را به حال خود بگذارید. به یاد داشته باشید هر تیرانداز مؤفق بنچ رست، تجربه ی شکست های زیادی را در دوران ورزشی خود داشته، اما به مسیر خود ادامه داده است.


ترجمه : دکتر امین کر 

ویرایش : صادق قرنجیکی 

Scope Lapping

لپینگ رینگ های دوربین

لپینگ (Lapping) یا تروئینگ (Truing ) سطح داخلی رینگ های دوربین، موجب محافظت از سطح خارجی تیوب دوربین می گردد. همچنین فشار و تنش بر روی تیوب دوربین که می تواند بر عملکرد اجزای داخلی آن اثر بگذارد، را محدود می کند. و با حذف هرگونه فشار و تنش که ممکن است توسط تیوب دوربین ( که تحت فشار و تنش قرار دارد) به اکشن سلاح اعمال شود، موجب بهبود دقت خواهد شد. لپینگ یکی از کارهایی است که خیلی از تیراندازان تارگت و بنچ رست آن را انجام می دهند. 

متأسفانه تعداد محدودی از رینگ های دوربین موجود، دارای سطحی بی نقص و با ماشینکاری عالی هستند. یکی از علل این موضوع، گرانقیمت بودن فرآیند ساخت رینگ های لپینگ و بی نقص شده و عدم تمایل تیراندازان معمولی برای پرداخت مبالغ بالا برای این نوع پایه های مرغوب می باشد.

از طرفی، اکشن سلاح های معدودی هستند که با سطح کاملا دقیق و تروئینگ شده، ماشینکاری می شوند و ممکن است سوراخ های موجود بر روی بدنه ی سلاح که برای پایه دوربین دریل شده اند، کاملا سنتر و همراستا نباشند. به صورت خلاصه، زمانیکه رینگ هایی با سطوح داخلی ناصاف، روی پایه ای که پیچ های آن در سوراخ هایی که کاملا سنتر نشده اند، بسته شده ، آن هم روی بدنه ی سلاحی که کاملا ترو نشده باشد، بسته شوند، همراستا درآمدن سطح داخلی رینگ ها، چیزی شبیه معجزه خواهد بود!

حتی در رینگ هایی که به صورت اختصاصی برای سلاح خاصی ساخته شده و مستقیماً روی بدنه سوار می شوند، مانند برخی سلاح های Ruger ، Sako یا CZ و چندی دیگر از سلاح ها، خیلی کم پیش می آید که کاملاً بی نقص باشند. در واقع، به هر دیلی وضعیت این نوع رینگ ها بدتر هم هست!

زیاد نگران نباشید! اصلاح این موضوع ساده است.

کاری که سخت است، قبولاندن ضرورت اصلاح رینگ ها، به تیراندازان معمولی می باشد. در اینجا نگاهی می اندازیم به برخی راه هایی که رینگ های غیر هم راستا می توانند، دقت سلاح را تحت تأثیر قرار دهند. سطح داخلی بسیاری از رینگ ها، جایی که تیوب دوربین را در برمی گیرد، کاملا گرد و اغلب هم کاملاً صاف و صیقلی نیستند. از طرفی ضخامت آلومینیوم تیوب بسیاری از دوربین ها هم کم و نازک می باشند. حال بستن این نوع رینگ ها، با سطح داخلی غیر مدور و ناصاف به تیوب دوربین، موجب آسیب به آن گردد. این تغییر شکل و آسیب به تیوب دوربین، می تواند اجزای داخلی دوربین را تحت تأثیر قرار دهد.

در واقع اگر میزان این آسیب سطح تیوب دوربین قابل توجه باشد، می تواند موجب خم کردن رینگ بزرگنمایی ( یا دیگر بخش های متحرک مرتبط با بزرگنمایی دوربین) و یا چرخ دنده های طبلک های برد و سمت گردد.  این حالت برای تیرانداز تارگت که نیاز به عملکرد دقیق دوربین خود دارد، بسیار بد است. به علاوه رینگ هایی که سطوح آنها باهم هم راستا نباشند، صرف نظر از صاف و صیقلی بودن، می تواند موجب خم شدن تیوب دوربین گردد. همینطور احتمال آسیب به اجزای داخلی دوربین را افزایش دهد.

علاوه بر همه ی این موارد، هر چند ممکن است باور آن سخت باشد، تنشی است که تیوب دوربین تحت تنش می تواند به اکشن سلاح وارد کند. دقت کنید که اکشن سلاح بایستی دوربین را با هرگونه استرس و تنشی که ممکن است روی آن باشد، نگه دارد. این موضوع هم در دقت سلاح تاثیرگذار خواهد بود و در واقع ممکن است تمام مزایایی را که بدینگ (Bedding) صحیح اکشن برای دقت سلاح داشته را خنثی کند!

اصلاح این مشکل!

بنابراین اصلاح این نقص، ارزش آن را دارد! اما چطور؟ با لپینگ (Lapping) سطح داخلی رینگ ها توسط یک میله فولادی که کاملا گرد و مستقیم که سطح آن پرداخت عالی داشته و به همراه خمیر مخصوص لپینگ.

برای این منظور کیت های مختلفی چون Sinclair ، Midway ، Brownells ، Wheeler وجود دارد که می توان تهیه کرد. اکثر این کیت ها همراه با خمیر مخصوص لپینگ ارایه می شوند. در غیر اینصورت می توانید از خمیر سمباده ای ۸۰۰ (۸۰۰-grit) استفاده کنید. میله فولادی مورد استفاده در لپینگ، می تواند همزمان سطوح داخلی رینگ های جلو و عقب را همراستا کند.

چگونه لپینگ را انجام دهیم؟

برای شروع کار، رینگ ها را روی سلاح بسته و محکم کنید. با استفاده از چسب کاغذی، قطعه ی بالایی رینگ ها را از حیث جلو و عقب، علامت گذاری کنید. چرا که پس از لپینگ نباید جابجا و حتی برعکس بسته شوند.

 

پیچ های نیمه فوقانی رینگ ها را باز کرده و آنها را بردارید. اکشن و بدنه ی سلاح را بوسیله پارچه ای بپوشانید تا خمیر لپینگ آسیبی به آن نرساند ( امکان ریختن خمیر به بخش های داخلی سلاح وجود دارد).

 

حال سطح داخلی قطعات فوقانی و تحتانی رینگ ها را به خمیر لپینگ آغشته کنید.

 

میله لپینگ را روی نیمه ی تحتانی رینگ ها قرار داده و نیمه فوقانی رینگ ها را روی آن گذاشته و پیچ های آن را ببندید. از سفت کردن بیش از حد پیچ ها خودداری کنید، چرا که مانع از حرکت میله لپینگ خواهد شد. با چرخاندن و جلو و عقب بردن میله لپینگ ( توسط دسته ای که به آن پیچ می شود) کار را ادامه دهید. 

 

در ابتدای کار، پیچ ها به سرعت بر اثر صاف شدن ناهمواری های سطوح رینگ ها، شل می شوند. هر بار اندکی پیچ ها را سفت کرده و کار را ادامه دهید. Brownells توصیه می کند، فرآیند لپینگ را به اندازه ی ۳۰ رفت و برگشت میله انجام داده و سپس خمیر لپینگ را دوباره استفاده کنید. برای اینکار پیچ های رینگ ها را باز کرده و لایه ی تازه از خمیر لپینگ را روی آنها بمالید، سپس رینگ ها را بسته و فرآیند را ادامه دهید.

 

دفعات حرکت میله ی لپینگ 

برای انجام فرآیند لپینگ می توان میله را به صورت عدد ۸ و یا زیگزاگ به جلو و عقب حرکت داد. سفت کردن تدریجی پیچ ها را با شل شدن آنها ادامه دهید. بسته به جنس و کیفیت رینگ ها، تمام فرآیند توضیح داده شده را دو تا پنج بار باید انجام دهید. برای اینکه روند کار را ببینید، در هر بار تازه کردن خمیر لپینگ، باقیمانده خمیر قبلی را از سطح قطعات تحتانی رینگ ها پاک کرده و سطوح رینگ ها را بررسی کنید.

 در انتهای کار باید حدود ۸۰ درصد از سطح قطعات تحتانی رینگ ها کاملا صاف و صیقلی شده و کاملاً با یکدیگر هم راستا شده باشند. البته سطح لپینگ شده در سطح نیمه فوقانی کمی کمتر خواهد بود. نیازی به ادامه ی لپینگ تا صیقلی شدن تمام سطوح رینگ ها نیست، چرا که در این حالت ممکن است، متریال بیش از حد از سطوح رینگ ها جدا شده و دیگر قادر به نگه داشتن تیوب دوربین نباشند.

 

مزایای لپینگ در عمل

زمانیکه دوربین خود را روی رینگ هایی که لپینگ شده اند، قرار می دهید، متوجه تفاوت چشمگیری خواهید شد. دوربین بدون هیچ گونه استرس و تنشی روی رینگ ها قرار می گیرد، نیمه فوقانی رینگ ها به خوبی بر روی تیوب دوربین سوار (منطبق) خواهد شد. پیچ ها نیز به نرمی بسته و همزمان باهم سفت خواهند شد. نه مثل پیچ های رینگ هایی که لپینگ نشده اند و به آرامی و کم کم سفت می شوند. علاوه بر اینها خواهید دید که حرکت دوربین به جلو و عقب برای تنظیم Eye Relife و همچنین چرخاندن دوربین برای تراز کردن رتیکل، چقدر نرم و راحت تر شده است.

با سفت کردن پیچ رینگ ها، خیالتان با علم به اینکه سطوح دوربین و اکشن سلاح متحمل هیچگونه استرس و تنشی نیستند که بر روی دقت تأثیر منفی داشته باشند، راحت خواهد بود. همچنین اگر از دوربین نسبتاً با کیفیتی استفاده می کنید، خیالتان از عملکرد بدون استرس و بی نقص اجزای داخلی مرتبط با زوم دوربین و همچنین طبلک ها نیز راحت خواهد بود.دوربینی که تحت هیچگونه تنش و استرسی نباشد، عملکردی یکنواخت ، قابل اعتماد و قابل پیش بینی خواهد داشت که در تیراندازی دقیق، هر یک از موارد، یک مزیت بزرگ محسوب می گردد.

در مقاله بعدی شما را با یکی از کیت های پرکاربرد لپینگ و همراستاسازی رینگ های دورین آشنا می کنیم. کیت های لپینگ Wheeler Engineering ، برای رینگ های دوربین در اندازه های متفاوت توسط تیراندازان استفاده می شود. 

ویدئوی آموزشی لپینگ

در ویدئوی زیر می توانید با فرآیند انجام لپینگ به صورت عملی آشنا شوید. 

 

نویسنده : Joseph von Benedikt

مترجم : دکتر امین کر 

ویرایش : صادق قرنجیکی 

point of impact

پیشگیری در بادخوانی بنچ رست

موضوعی که در مبحث استفاده از بادنماها در مقاله ی پرچم های بادنما – مفاهیم پایه و مقاله ی بعدی آن دیاگرام های بادخوانی، بررسی کردیم، پیشگیریهای لازم برای باد در جهت های اصلی (بر اساس اعداد ساعت) بود. در ادامه ی بحث نیز بررسی های تکمیلی این موضوع، پیشگیری در باد در قالب برخی تئوری ها و روش هایی که می توانند برای تیرانداز مفید واقع گردند، خواهیم پرداخت.

این نکته را به خاطر داشته باشید که هیچگاه بادی که کاملا در راستای یکی از جهت های اصلی باشد، نداریم و دیاگرام های موجود نیز نشان دهنده ی نقطه ی اصابت گلوله یا ساچمه در بادهایی است که به صورت تمام و کمال و در راستای یکی از این جهت های اصلی می وزند. از طرفی هم در تمامی میدان های تیراندازی، قضیه به این سادگی نیست!

 

ضریب ارزش باد

حال برخی از روش هایی که در رشته های دیگر تیراندازی به کار می روند را در نظر بگیرید. همانند روش ترسیم زاویه ی وزش باد در قالب سیستم ساعت و قائل شدن ضریب یا فاکتور ارزش باد برای محاسبه میزان جابجایی افقی حاصل از آن. با این روش می توان تخمین ساده ای از میزان پیشگیری لازم در باد را انجام داد که در دیاگرام آن باد کامل (ضریب ارزش ۱ ) بین جهت های ساعت ۸ تا ۱۰ و ۲ تا ۴ (رنگ قرمز)، باد با ضریب ارزش ۰٫۸۷ ، بین ساعات ۱ تا ۲ ، ۱۰ تا ۱۱ ، ۴ تا ۵ و ۷ تا ۸ (رنگ زرد) و باد با ضریب ارزش ۰٫۵ از جهت بین ساعت ۱۱ تا ۱ و ۵ تا ۷ (رنگ سبز) تعریف گردیده است. { منظور از باد مثلا با ارزش ۰٫۵ ، بادی است که میزان جابجایی افقی گلوله ناشی از آن، نصف جابجایی ایجاد شده در باد با سرعت یکسان ولی در جهت ساعت ۳ یا ۹ می باشد}. در این دیاگرام ها بادهای موافق و مخالف (ساعت ۱۲ و ۶ ) به عنوان باد با ضریب ارزش صفر (فاقد مؤلفه ی افقی) در نظر گرفته می شوند که البته می توانند موجب جابجایی عمودی در محل اصابت (POI) گردند.

بنابراین تا اینجای کار می دانیم که :

باد کامل با سرعت ۱۰mph با ضریب ارزش ۱ (ساعت ۳ تا ۹) موجب جابجایی افقی محل اصابت گلوله به میزان ۲۹٫۱ میلی متر خواهد شد. برای بادهایی که با سرعت مشابه از جهات دیگر می وزند، می توان با ضرب کردن میزان جابجایی ناشی از باد کامل  ارزش ۱ ضرب در ارزش باد میزان دریفت افقی حاصل را بدست آورد.

دریفت افقی به میلیمتر = (۱ ، ۰٫۸۷ ، ۰٫۵ ) ضریب ارزش باد * ۲۹٫۱

برای محاسبات دقیق تر می توان از ضرایب ارزش ۰٫۲۵ برای باد از جهت های ساعت ۱۲٫۵ ، ۱۱٫۵ ، ۵٫۵ و ۶٫۵ (به عبارتی باد با زاویه ی ۱۵ درجه از راستای ساعت ۱۲ یا ۶) و ضرب ارزش ۰٫۷۱ برای باد از جهت های ۱٫۵ ، ۴٫۵ ، ۷٫۵ و ۱۰٫۵ ( به عبارتی زاویه ی ۴۵ درجه از راستای ساعت ۱۲ یا ۶ ) استفاده کرد. ضریب ارزش باد با هر زاویه ای را می توان با محاسبه ی سینوس زاویه ی باد با ساعت ۱۲ یا ۶ بدست آورد)

بدین ترتیب از روی دیاگرام های قبلی می توان نقطه ی اصابت (POI) را تخمین زد (پیشگیری در باد). ضرایب ارزش باد به نحوی در نظر گرفته شده اند که تعیین کننده ی میزان جابجایی افقی و پیشگیری مورد نیاز برای آن باشند. میزان جابجایی برای باد کامل (با ضریب ارزش ۱) ، ۱۰۰ درصد می باشد. ولی برای باد با ضریب ارزش مثلا ۰٫۵ ، این میزان ۵۰ درصد جابجایی باد کامل خواهد بود.

این مقادیر بسیار نزدیک به ارزش کلیک های MOA مورد استفاده بر روی دوربین هایمان است. می توان انحراف باد را بر حسب MOA بدست آورده و بسته به نوع تارت های دوربین که حداقل ۱٫۸ MOA توصیه می گردد، با کلیک دادن جبران انحراف باد را انجام داد.هر چند از آنجایی که فقط با مسافت های ۲۵ و ۵۰ متر سر و کار داریم، بهتر است برای ثبت رفتار باد (DOPE:data on previous engagement) از ارزش میلیمتر به عنوان شاخص نشان دهنده ی انحراف عمودی و افقی استفاده کنید.


تخمین انحراف گلوله برای پیشگیری در باد

اکثرا اینگونه پنداشته می شود که جریان باد، گلوله یا ساچمه را در جایی بین کمان تراجکتوری منحرف می کند. اما واقعیت این است گلوله یا ساچمه، اندکی پس از خروج از دهانه ی لوله، در جهت باد قرار می گیرند. هر چه باد شدیدتر باشد، زاویه ی انحراف گلوله یا ساچمه بزرگ تر خواهد بود. برآیند جریان هوای ناشی از باد در دماغه ی گلوله (مرکز فشار CP) و نیروی درگ در قاعده ی گلوله ( مرکز ثقل CG)، موجب رانده شدن مرکز ثقل گلوله در جهت باد می گردد. نتیجه ی نهایی همه ی این موارد، انحراف گلوله در جهت باد و به عبارتی همان دریفت باد می باشد. { البته قرارگیری مرکز ثقل و فشار – CG و CP – در ساچمه های سر گنبدی دیابلو، بر خلاف مرمی به این صورت است که مرکز ثقل در جلوی مرکز فشار قرار می گیرد}

فاکتورهای دیگر موثر در انحراف باد

البته در حین تیراندازی، می بایست فاکتورهایی همانند فشار بارومتریک و دمای هوا را نیز در نظر داشت. نرم افزارهای بالستیک این فاکتورها را محاسبه و اعمال می کنند. البته بهتر است از نرم افزارهای معتبر استفاده گردد. به خاطر داشته باشید که باد ناهمسوی ۱۰ mph (ساعت ۳ یا ۹ ) ، مرمی کالیبر .۲۲  LR را به اندازه ی ۲۵٫۴ میلیمتر در ۵۰ یارد ، در راستای افقی منحرف می کند. اما این میزان در ۵۰ متر، ۲۹٫۱ میلیمتر می باشد. {در مسابقات WRABF ارزش متریک در قوانین استفاده می شود}

چنانچه زمان کافی برای تمرین داشته باشید و مهارت کافی برای خواندن  شرایط خاصی که در هر روز در میدان حاکم باشد را کسب کنید. می توانید بر اساس آنها اصلاحات و پیشگیری های لازم را اتخاذ کنید. میدان تیراندازی در هر روز، شرایط خاص خود را دارد که بسته به دمای هوا می تواند موجب افزایش و یا کاهش سرعت و انرژی دهانه شود. هر چند ممکن است میزان کمی ( مقدار) این تغییرات ( افزایش یا کاهش) قابل توجه نباشد، اما همین مقادیر کم نیز در حدی هستند که بتوانند موجب تغییر اعداد و ارقام در جدول زیر گردند. در کل بخش بزرگی از تیراندازی بنچ رست ریم فایر و بادی، در ارتباط با توجه به شرایط باد و تفسیر آنها در قالب هر دیاگرام یا شاخصی است که تیرانداز از آن استفاده می کند. باد موضوعی است که برای هر تیرانداز، چالشی بزرگ محسوب می گردد. در غیر اینصورت شاهد تعداد زیادی از امتیازات عالی و بی نقص می بودیم.

جدول میزان پیشگیری بر اساس مقیاس بیوفورت
point of impact

استفاده از بادسنج ها در پیشگیری باد

همانطور که قبلا هم گفتیم، بادسنج ها چه انواع ۱۸۰ درجه چه ۳۶۰ درجه، ابزاری بسیار مفید هستند. طرح های جدیدتر این ابزار، همانطور که در تصاویر می بینید، امکان استفاده از آنها در ترکیب با بادنماها، برروی یک پایه را به تیرانداز می دهد. در این حالت، تیرانداز تنها با توجه کردن به یک نقطه، اطلاعات مربوط به هر دو ابزار را بدست آورد. بادسنج های ۱۸۰ درجه از این جهت که اطلاعات مربوط به بادهای کامل (Pure wind) ساعت ۳ و ۹ را در اختیار تیرانداز قرار می دهند، بسیار مفید می باشند. استفاده از این ابزار نسبتا ساده بوده و می توان به نحوی آنها را تنظیم کرد که نشان دهنده ی سرعت باد یا تعداد حلقه های {حلقه های امتیازی هدف} لازم برای پیشگیری باشند. نوک پیکان یا همان عقربه در این ابزار ، در خلاف جهت باد حرکت می کند. {باله و پاندون در مسیر باد حرکت می کنند}

 

بخش های مختلف یک بادسنج 

 

  • دیاگرام A نشان دهنده ی شرایط بدون باد و با جابجایی بسیار ملایم هوا می باشد. برای این حالت نیازی به پیشگیری و اصلاح در نقطه ی هدف گیری (POA) نمی باشد.
  • دیاگرام B نشان دهنده ی باد ساعت ۹ ، عقربه ی بادسنج بر روی عدد ۱ ، یعنی باد حدودا ۲ mph می باشد که می بایست پیشگیریهای لازم بر این مبنا صورت گیرد.
  • دیاگرام C نشان دهنده ی باد ساعت ۹ ، عقربه ی بادسنج حوالی عدد ۱٫۵ ،  یعنی باد با سرعت ۳٫۴ mph می باشد.
  • دیاگرام D  نشان دهنده ی باد ساعت ۳ ، عقربه بادسنج حوالی عدد ۲٫۵ ، یعنی باد با حدود سرعت ۷-۸ mph می باشد.
  • دیاگرام E هم نشان دهنده ی باد ساعت ۳ ، عقربه ی بادسنج بر روی عدد ۴ می باشد. یعنی باد حدود سرعت ۱۳ mph می باشد. اینجا بهتر است که دست از شلیک بردارید و صبر کنید!

مزیت استفاده از بادنمای ترکیبی با بادسنج

تصویر زیر نشان دهنده ی بادنماهایی هستند که در شرایط مسابقه می توانند در ترکیب با بادسنج ها بر روی یک پایه بکار رفته و اطلاعات متعددی از {شرایط}باد را بصورت همزمان در اختیار تیرانداز قرار می دهند.

زیر نظر داشتن بادنماهایی که در ترکیب با بادسنج ها بکار رفته اند، ساده تر بوده و بنابراین شانس یک شلیک موفق و دقیق را نیز افزایش می دهد. یکی از جنبه های استفاده از بادنما و بادسنج های سبک تر، سهولت حمل آنها در سفر می باشد. از روی تجارب شخصی خود می توانم بگویم، هر چه سبک تر ، بهتر! خصوصا برای تیراندازانی که برای شرکت در مسابقات مختلف، مجبور به سفر هستند. چرا که پرواز با تجهیزات سنگین تر ، می تواند گران تر تمام شود! تجهیزات سبک تر نیز کار تیرانداز را راه می اندازد و توصیه ی کلی من این است که با هر ابزاری که برای تیراندزای در نظر گرفته اید، چه سبک چه سنگین، به خوبی تمرین کنید.

خواندن الگوهای باد

 

۱- الگوی وزش باد ، نه تنها می تواند در طول ۲۰ دقیقه ی مسابقه، بلکه در هر ثانیه ای تغییر کند. در طول هر مسابقه، یک، دو یا سه الگوی باد که با نگاه کردن به بادنماها به آسانی می توانید تشخیص دهید را انتخاب کنید. تا جایی که می توانید شلیک هایتان را در این الگوها انجام دهید.

۲- زمانیکه تغییری در الگوی باد رخ دهد – حتما این اتفاق خواهد افتاد!- صبر کنید، چرا که تیراندازی همراه با تردید می تواند به ضرر شما تمام شود. پس بهتر است یا برای شلیک منتظر الگویی از باد باشید که قبلاً انتخاب کرده اید، و یا اینکه از شلیک به سایتر استفاده کرده و بر اساس آن تصمیم گیری کرده و پیشگیری لازم را اعمال کنید.  

۳- هر زمان در خصوص “تداوم” یک الگوی خاص دچار تردید شدید، با شلیک به سایترها تصمیم گیری کنید.

۴- شلیک به سایترها ابزاری برای تعیین اثر باد با هر الگوی وزش باد می باشد، پس تا می توانید از آن استفاده کنید.

۵- سعی کنید درکی مناسب از اصل برنولی و اثر ماگنوس داشته باشید.

۶- بخشی از هر رقابت، استفاده از چیزهایی است که با آنها آشنایی دارید، همیشه هدف تان در اولویت اول، “یک شلیک موفق برای امتیاز ۱۰ ایکس” باشد. چرا که این امتیازات هستند که قبل از هر چیزی تعیین کننده می باشند.

۷- تمرین کنید، تمرین کنید و باز هم تمرین کنید! تیراندازی در باد کاری است دشوار که شرایط آن در هر لحظه می تواند دستخوش تغییر گردد. پس در شرایط مختلف بادی تمرین داشته باشید تا “تجربه ی کافی” برای تیراندازی در الگوهای مختلف باد را داشته باشید.

۸- سعی کنید در میدان های مختلف تیراندازی، تجربه کسب کنید تا با انواع الگوها آشنا شوید.

۹- تجارب خود را بعد از تیراندازی در هر میدان و شرایطی، با رسم دیاگرام های خودتان، ثبت کنید تا بتوانید در تیراندازی های بعدی استفاده کنید.

۱۰- موقعیت های مختلف پرچم بادنما و نقاط اصابت مرتبط با آنها حفظ کنید. چرا که سر و کارتان با انواع مختلفی از این موقعیت های بادنماهاست.


مهمات کالیبر LR.22 و انحراف باد

به خاطر داشته باشید که موارد مذکور در رابطه با مهمات ساب سونیک هستند، چرا که اکثر برندهای های مطرح مهمات در تیراندازی ورزشی {بنچ رست یا رشته های ۵۰ متر ISSF} استفاده می شوند، ساب سونیک می باشند. { برای اطلاعات بیشتر به مقالات قبلی پرچم های بادنما مراجعه گردد}

دانستن این موضوع که بسیاری از تیراندازان رقابت های ورزشی کالیبرهای کوچک (Smallbore )، مهمات با سرعت استاندارد را به جای مهمات پرسرعت موجود ترجیح می دهند، ممکن است برای افرادی که با این رقابت ها آشنایی ندارند، عجیب باشد. علت این موضوع مقاومت بیشتر مهمات با سرعت پایین در مقابل انحراف باد می باشد. علیرغم چیزی که در وهله ی اول ممکن است به نظر برسد، انحراف باد تابعی از زمان پرواز گلوله/ساچمه نیست، بلکه تابعی از زمان تأخیر ایجاد شده در پرواز (نسبت به حالت فرضی پرواز در خلاء)، به دلیل مقاومت هوا می باشد.

مهمات استاندارد LR .22

 یک گلوله ی کالیبر LR 22 با سرعت استاندارد ۱۱۴۵ fps در زمانی معادل ۰٫۲۸۷ ثانیه به فاصله ی ۱۰۰ یاردی می رسد. در حالیکه در شرایط خلاء تنها طی ۰٫۲۶۲ ثانیه به این فاصله می رسد. عدد دوم (۰٫۲۶۲) به سادگی و با تقسیم ۳۰۰ فوت ( معادل ۱۰۰ یارد) بر سرعت دهانه (۱۱۴۵ fps) که طی پرواز فرضی در خلاء، در تمام طول مسیر ثابت می ماند، بدست می آید. بنابراین زمان تأخیر ناشی از مقاومت هوا برای مهمات با سرعت استاندارد، ۰٫۰۲۵ ثانیه می باشد.

مهمات پرسرعت کالیبر LR .22 

مهمات پرسرعت با سرعت دهانه ی ۱۳۳۵ fps که در زمانی معادل ۰٫۲۵۹ ثانیه به ۱۰۰ یاردی می رسند، تنها طی زمان ۰٫۲۳۵ ثانیه مسافت مشابه با مهمات استاندارد را در فضای خلاء طی می کنند، این یعنی زمان تأخیری معادل ۰٫۰۳۵ ثانیه و به عبارتی ۳۷ درصد بیشتر از مهمات استاندارد، زمان تأخیر ناشی از مقاومت هوا دارند.

این نتیجه جالب توجه، حاصل نرخ فزاینده ی مقاومت هوا حوالی سرعت صوت (ناحیه تراسونیک) می باشد. مهمات LR 22.  تنها کارتریج هایی هستند که در این بازه از سرعت طی مسیر می کنند. همچنین تنها مهماتی هستند که انحراف باد در آنها با افزایش سرعت {دهانه}، بیشتر می شود. با اینکه به طور کلی افزایش سرعت موجب افزایش مقاومت هوا می گردد، نرخ این افزایش در مهمات سوپرسونیک سنترفایر، شیب کمتری دارد. مرمی های مهمات سنترفایر به طور کلی بر خلاف ریم فایر، حساسیت کمتری به باد با افزایش سرعت دارند.

فاکتورهای بسیاری در بادخوانی وجود دارند که باید در نظر گرفته شوند. همانند هر مهارت دیگری در تیراندازی، آموختن تیراندازی در باد نیز در گرو یادداشت برداری از جلسات تیراندازی، مرور نتایج، آزمون و خطا و در کل کسب تجربه می باشد. هیچ راه حل آسان تری وجود ندارد. پایه و اساس این مهارت، تیراندازی در میدان است.

کلام آخر

از دیاگرام های این مجموعه مقالات به عنوان راهنمایی کمکی برای پیش بینی نقطه ی اصابت (POI) و پیشگیری لازم برای باد استفاه کنید. تمام این دیاگرام ها {موجود در منابع مختلف} در بردارنده ی اطلاعاتی یکسان اما با روش های متفاوت هستند. خواندن باد و اتخاذ پیشگیری مناسب برای آن، معمولاً بر اساس محاسبه ی مؤلفه ی افقی باد در راستای ساعت ۳ و ۹ انجام می گردد. با تقسیم اعداد روی ساعت در بازه های کوچک تر همانند ۱٫۵، ۲٫۵، ۳٫۵ و … می توان پیشگیری دقیق تری برای شلیک انجام داد.

ترجمه : دکتر امین کر 

ویرایش : صادق قرنجیکی